معرفی و بیان مشکلات روستای بالاروچ
در روز نیمه شعبان جناب اقای حاج داود محمدی نماینده محترم قزوین و ابیک و البرز و الموت به همراه جمع زیادی از مدیران قزوین و مرکز بخش به روستای بالاروچ و در مسجد و میان مردم حضور یافتند تا از مشکلات روستاییان اگاه گردند که توسط اقای فیض الله حیدری به نمایندگی از سوی مردم سخنانی به شرح ذیل ایراد گردید.
بسم الله الرحمن الرحیم
میلاد مسعود ذخیره هستی,ثمره رسالتها,منبع کمالات,سرچشمه خیرات,جلوه نیکویی ها و روح زیبای خدایی انسان مهدی موعود(ع) را تبریک عرض نموده و تشریف فرمایی جناب اقای محمدی نماینده محترم قزوین در مجلس شورای اسلامی و هیات محترم همراه را در این روز خجسته گرامی می داریم.
روستای بالاروچ با پیشینه کهن تاریخی,فرهنگی و دینی با قدمت بیش از هزار و پانصد سال و وجود بقاع متبرکه دارای جاذبه های غنی طبیعی و گردشگری و اب و هوایی منحصر به فرد و مردمانی خستگی ناپذیرمی باشد و نقش به سزایی در پیروزی انقلاب در منطقه الموت داشته و در دوران دفاع مقدس چهار شهید تقدیم اسلام و کشور نموده است و یک ازاده و چند جانباز دارد و دارای یک صد و پنجاه خانوار بوده که بخش زیادی فقط نیمی از سال در روستا ساکن می باشند..

حکومت از منظر نهج البلاغه و اندیشه و سیره امام علی (ع) به مفهوم هدایت ,محبت ,مدیریت ,عدالت ,صداقت و خدمت بی منت به مردم است.حکومت مسیولیت و امانتی در دست زمامداران است که نسبت به مردم باید پاسخگو باشند.حاکمان عادل ,امین خدا در زمین,بر پا دارنده قسط و عدالت در جامعه و عامل جلوگیری فقر,فساد ,تبعیض و کناه در بین مردمند که بر اساس اصل سوم قانون اساسی باید با پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و بر طرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و درمان برای مردم تلاش نمایند.به برکت انقلاب شکوهمند اسلامی کارها و خدمات خوبی برای روستاها انجام شده که متاسفانه هنوز فاصله زیادی تا محو فقر و محرومیت و اشتغال پایدار وجود دارد.با این مقدمه حال که نماینده و مسیولین محترم به سراغ مردم امده اند از میان انبوه مشکلات مردم با اصالت الموت ومردم نجیب و زخمت کش این روستا شمه ای به اطلاع رسانده می شود و انتظار می رود در حد مقدورات نظام مردم را یاری و همراهی نمایند.


1-عمده اراضی و باغهای روستا بیش از پنج هزار اصله درخت گردو است که تنها دارایی با ارزش کشاورزان و باغداران می باشد که بر اثر برف فروردین 1393 سرما زده گردید و متاسفانه مردم از تنها منبع درامد موثر خویش محروم گردیدند که نیاز به حمایت و کمک دارند و وظیفه حکومت است که انان را در این شرایظ یاری رساند.

2-طی سالهای 1363 الی 1366 با وجود هزینه های سنگین جنگ تحمیلی کانال عمومی انتقال اب کشاورزی توسط دولت محترم با مشارکت مردم احداث گردیده است که به علت مرور زمان و سرمای شدید منطقه نیاز به تعمیر و مرمت دارد که اگر به موقع اقدام نشود و بیشتر تخریب گردد در شرایط فعلی اقتصادی اجرای چنین کانالی چندین میلیارد تومان هزینه دارد لذا حفظ و نگهداری و تعمیر کانال ضروری است که لازمه ان توجه مسیولین و اختصاص بودجه مورد نیاز می باشد.

3-طرح هادی در سال 1384 توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تهیه و تصویب گردید که بر اساس ان می بایست در ده ساله اول و فاز یک حداقل یک خیابان جدول گذاری و سنگ فرش گردد.در سال 1391 بودجه مربوطه تصویب و به شورای روستا ابلاغ گردید که به علت فرصت محدود و ... برای معرفی پیمانکار موفق به جذب بودجه نگردیدیم.لذا اینک که در پایان دوره ده ساله طرح قرار داریم تقاضا می نماییم این روستا را در اولویت سال جاری برای تخصیص بودجه اجرای طرح قرار دهید.

4-بیش از ده سال از انجام کار مطالعاتی احداث کانال اب مسیرهای اصلی بین مزارع توسط جهاد کشاورزی قزوین می گذرد که هنوز بودجه ای برای اجرای ان اختصاص نیافته است که این مهم نیز عنایت و توجه شما را می طلبد.
5-خدمات و سیستم بهداشت و درمان منطقه بسیار ضعیف است که نیاز اساسی به حمایت فوری مجلس و دولت دارد.
6-با توجه به پیشرفت زیاد قطعه 65 کیلومتری از حصار خروان تا شهرک از راه اصلی قزوین الموت و تنکابن مردم الموت انتظار تکمیل و بازگشایی این قطعه را دارند تا قطعه دوم از شهرک تا تنکابن نیز که بودجه و زمان بیشتری نیاز دارد نیز تکمیل و بازگشایی گردد.
7-ماده 25 قانون تشکیلات,وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی شرایط انتخاب کنندگان را یک سال سکونت قبل از انتخابات در محل اخذ رای دانسته است و ماده 40نیز هیات های اجرایی را به اتنخاب معتمدین برای هر شعبه اخذ رای ملزم نموده است.در انتخابات گذشته به علت عملکرد شورای قبل و ارایه لیست و پذیرش ان از جانب بخشدار دامنه شرکت مردم در انتخابات شوراها محدود گردید که با ادامه این روند روستاها از مواهب وجود شورا محروم می گردند که انتظار می رود تا اصلاح قانون مسیولین اجرایی دامنه احراز سکونت را سخت نگیرند تا با نظر معتمدین سر صندوق افرادی که 9 ماه نیز در روستا ساکن بوده اند بتوانند رای بدهند .
8-نامه هایی که مشکلات بر شمرده را می رساند تهیه شده و خدمت نماینده محترم مجلس تقدیم می گردد و انتظار داریم فی المجلس توصیه های لازم را شفاهی به مسیولین بفرمایند و نامه ها را نیز به مسیولین دستگاه های اجرایی ارجاع نمایند.
در پایان ریس شورا , بخشدار و نماینده محترم مجلس نیز صحبت نموده و توصیه های لازم شفاهی ارایه و نامه ها نیز به مسیولین ارجاع گردید تا با پی گیریهای شورای روستا و دهیار محترم با نتیجه برسد انشا الله..


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : سه شنبه 1393/04/03 | 15:35 | نویسنده : مرتضا وثوق |
ایا گسترش طرح هادی روستا به اراضی زراعی و باغها ضروری است؟؟؟؟
تهیه,تصویب و اجرای طرح دهساله هادی روستا (1394-1384)علاوه بر جنبه ها و اثار مثبت و مفیدی که داشت به علت عدم ساخت و ساز معدودی از افراد در بافت سنتی باعث از بین رفتن باغها و اراضی زراعی گردید.بنیاد مسکن پس از حادثه زلزله سال 1383 جهت نوسازی واحدهای مسکونی به روستا امد که در ادامه انجام وظیفه قانونی به تهیه و تصویب طرح هادی روستا مبادرت ورزید.
طرح هادی روستایی ,طرحی است که ضمن سازماندهی و اصلاح بافت,یعنی تعیین میادین ,خیابان و کوچه ها و نحوه استفاده از زمین برای عملکردهای مختلف از قبیل تولیدی,تجاری و تاسیسات عمومی روستایی ,میزان و مکان گسترش اینده را با نظر اهالی و شورا و دستگاههای اجرایی ذیربط برای یک دوره ده ساله تعیین می نماید.این طرح با مراحل زیر تهیه و تصویب می گردد.
1-مرحله تهیه طرح که با توجه به شرایط اقلیمی ,جمعیتی,براورد جمعیت و نیاز مسکن در ده سال اینده با نظر اکثریت اهالی و شوراتهیه می گردد.
2-مرحله تصویب در کمیته فنی بنیاد مسکن قزوین
3-مرحله تصویب در کارگروه معماری و شهرسازی قزوین
4-مرحله اجرای طرح
پس از وقوع زلزله سال 83 بنیاد مسکن بازسازی و نوسازی خانه ها را با همکاری مردم و اعطای تسهیلات بانکی و کمکهای دولتی و ارایه خدمات فنی و مهندسی اغاز و اکثریت مردم در چهار چوب نظم و نسق محلی در مکانهای قبلی بازسازی خانه ها را شروع نمودند جز تعداد معدودی از افرادکه در اراضی زراعی خانه ساختند.بنیاد مسکن در مرحله تهیه طرح هادی با توجه به وضع موجود روستا پس از ساخت و سازها با همکاری شورای وقت و بدون مشورت با مردم محدوده سنتی روستا را افزایش داد که بخشی از اراضی زراعی و باغها نیز درون طرح هادی قرار گرفت که اولین اسیب به پیکره روستا وارد شد.و در مرحله اجرای طرح هادی این که محدوده خیابان و کوچه ها چقدر رعایت گردید به درستی نمی دانم ولی ان چه مسلم است خیابان عزیز و نگار هنوز قابل تردد برای ماشین نمی باشد و مهمترین خاصیت این طرح در فاز اول که جدول گذاری و سنگ فرش یک خابان و کوچه اصلی روستا بود و حتی بودجه یک صد و چند میلیونی ان نیز مصوب گردید و بنا به دلایلی که می دانید اجرا نگردید و حاصلی برای روستا نداشت..

ایا گسترش طرح هادی روستا در اراضی زراعی و باغها ضروری است؟؟؟؟
به نظر می رسد بعضی از افراد شورای دوره قبل خودسرانه و بدون هماهنگی با مردم تقاضای گسترش طرح هادی در اراضی زراعی را به بنیاد مسکن ارایه داده اندو اینک که یک سال از دوره ده ساله طرح هادی قبل باقی مانده تکاپو برای طرح هادی ده ساله بعد و گسترش ان به اراضی زراعی اغاز گردیده است.بنده در جلسه مربوطه با ادله و دلیل مخالفت خود را اعلام نمودم و بخشی از دلایل کارشناسی دیل را در مخالفت با میزان و مکان گسترش ان در دوره ده ساله اینده برای مردم اعلام می نمایم.
1-با گسترش این طرح اراضی زراعی و باغها از بین می رود که قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها مصوب سال 74 و اصلاحیه سال 85 مجلس بر ان تاکید کرده است که به منظور حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها و تداوم بهره برداری از انها تغییر کاربری انها جز در موارد ضروری ممنوع است و به استناد تبصره 5 اراضی داخل محدوده قانونی روستاهای دارای طرح هادی مصوب مشمول ضوابظ طرح هادی بوده و از کلیه ضوابط مقرر در این قانون مستثنی می باشند که با گسترش این طرح در اراضی زراعی و باغها از شمول ممنوعیت تغییر کاربری خارج می گردند و با استمرار این وضعیت به این سرعت در اینده ای نزدیک دامنه ساخت و سازها تا کنگر چال ادامه پیدا می نماید.
2-در مرحله تهیه طرح علاوه بر شرایط اقلیمی ,جمعیتی به براورد جمعیت و نیاز مسکن در ده سال اینده اشاره گردید.همه به خوبی می دانند که در دوره ده ساله گذشته طرح هادی خانه های روستا از 60 به 180 خانه اضافه گردید و با توجه به شناختی که از همدیگر داریم 95 درصد افرادی که توانایی بالفعل داشتند در بافت سنتی خانه ساختند و در ده سال اینده افرادی که توانایی بالقوه داشته و بخواهند خانه بسازند فضای کافی در درون طرح هادی فعلی وجود دارد و پاسخ نیاز تعداد قلیلی که بخواهند خانه بسازند را می دهد.
3-در سال 91 بیش از چهل نفر از اهالی به منظور صیانت از روستا در مقابل گسترش بی رویه صورت جلسه ای را امضا نمودند که گسترش محدوده طرح هادی را به موافقت دو سوم اهالی منوط کرده اند و لذا شورای فعلی روستا در اتخاذ هر گونه تصمیمی باید پشتوانه موافقت اکثریت مردم برای این مهم را داشته باشد..
4-مهمترین علت مخالفت این که موافقان این طرح توضیح دهند بنا به چه ضرورتی باید این طرح را گسترش دهند.اگر استدلال اینده نگری را مطرح نمایند در پاسخ باید گفت این طرح ابدی نیست و فقط ده سال محدوه طرح اضافه نمی شود و اگر استدلال نمایند افرادی می خواهند خانه بسازند ایا تقاضای زیادی از جانب اهالی برای ساخت و ساز وجود دارد که بقیه بی اطلاعند همه می دانید که چنین تقاضایی وجود ندارد تا فرزندان در اینده بزرگ شوند و نیار پیدا نمایند به اقتضای ان زمان تصمیم مقتضی گرفته می شود.و اگر افراد معدودی می خواهند خانه بسازند چه ضرورتی بر ساخت و ساز این تعداد معدود در اراضی خارج از طرح می باشد.ایا باید به خاطر چند نفر دامنه طرح را افزایش دهیم.
همه بزرگواران بهتر از من می دانند و تجربه چند سال اخیر نیز این را ثابت نموده است که تغییرات کمی از نظر افزایش میزان و مکان گسترش روستا ,تاثیرات اساسی در شرایط اجتماعی ,فرهنگی و گسترش بی رویه روستا و پدیده مهاجر پذیری غیر بومی را در پی دارد و بر اثر ساخت و سازهای بیش از ظرفیت و شلوغی و ازدحام زود رس ,طبیعت بکر و دست نخورده روستا ,محصولات زراعی و باغها , اصالت و ارامش روحی و روانی مردم از بین می رود و ناهنجاریهای فرهنگی در پی دارد.
5-من فقط دلایل کارشناسی مبنی بر مخالفت را بیان نمودم و به نیات و انگیزه افرادی که در پی گسترش طرح می باشند کاری ندارم که با توجه با سابقه بالاروچ و تنوع بعضی فعالیتها افراد بصیر و با تجربه به نیات افراد در هر زمینه ای نیز توجه می نمایند که ایا خیرخواه روستا می باشند یا به فکر تامین منافع خویش می باشند..


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : دوشنبه 1393/03/19 | 12:2 | نویسنده : مرتضا وثوق |
هم ولایتی های ارجمند
با سلام واحترام
با توجه به نقطه نظرات دوستان مطالب زیر را به عرض می رساند:
1-در جلسه مذ کور بحث ایجاد تعاونی وتعیین مدیر عامل برای آن با حقوق ماهانه دو میلیون تومان از سوی عضو شورا مطرح شد.
2-مطلب دیگر ارایه نامه ای از سوی اداره اوقاف توسط ایشان بود که بنا بر اظهار نامبرده متن آن اعلام وقفی بودن کلیه املاک بالا روچ می باشد واینکه مالکین باید برای عقد قرارداد اجاره به اوقاف مراجعه نمایند.حدس اینجانب این است که عضو شورا با اعلام اینکه رایزنی های زیادی انجام داده و مسئله را حل نموده ، جایگاه خود را تقویت نماید وبحث تعاونی را تثبیت کند.
3-بنده کاملا با تشکیل تعاونی با این شیوه مخالفم ونظر خود را صریحا به اطلاع دوستان وعضو شورا رساتدم.راه حل منطقی تشکیل وثبت تعاونی به عنوان یک شخصیت حقوقی می باشد که متضمن منافع همگان بر اساس سرمایه فردی ودر چارچوب اساسنامه تیپ وزارتخانه ذیربط باشد.
4-بنا بر اظهار نظر عضو شورا قرار است ایشان نامه ای مرتبط با تعاونی مورد نظر را برای رئیس هیات امنای حسینیه ارسال نماید. همگان قطعا از دلایل کمرنگ شدن حضور اینجانب به عنوان خادم حسینیه ومخالفت با تصمیمات فردی غیر قانونی آگاهند.
5-با تشکر از عنایت جناب شعبانی ، بنده حقیر صرفا در حد بضاعت اندک خود نظراتم را با توجه به علاقمندی به سرزمین آبا و اجدادی بیان می نمایم.
6-اصرار بنده بر استفاده از عناوین شغلی ، اجتماعی و تخصصی فقط به دلیل خود ارتقایی (جامعه بالا روچ) واحترام وبزرگ منشی متقابل می باشد. با پوزش از دوست عزیز(بالاروچی الاصل )علاوه بر مورد فوق ، دلیل دیگر بنده (علیرغم میل باطنی )پیشگیری از سوء استفاده های سهوی احتمالی در فضای مجازی می باشد .
شایان ذکر است موارد فوق در ادامه مطالب مربوط به تعاونی ودرخواست دوستان بسیار زودتر از این تاریخ (27 اردیبهشت) تنظیم وارسال شده بود که احتمالا به دلیل اشکالات فنی ثبت نگردید


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : دوشنبه 1393/03/19 | 12:1 | نویسنده : مرتضا وثوق |

گرچه حقیر در سال 1386 یک گزارش 8 صفحه ای در 150 جلد در باره جایگاه مردم و وظایف و اختیارات شورای اسلامی ,ضرورت اسیب زدایی از ان نهاد,عدم اشنایی و عدم پایبندی به اجرای قانون و تخطی از وطایف قانونی,عدم اهتمام به حفظ و هویت و اصالت روستا ,احساس مسیولیت مردم در تصمیم گیریها و از بین رفتن اراضی زراعی و باغها و دامداری و....و در سال 1389 یک تحقیق 40 صفحه ای در 200 جلد در باره مبانی تقسیم اراضی و اب زراعی و شجره نامه اهالی بالاروچ و هشدارهای اساسی و مهمی نسبت به وضعیت اینده روستا با اهدای یک جلد به هر خانواده ارایه داده ام که امروز درستی ان هشدارها بر همگان اشکار گردیده است اینک در پاسخ به فراخوان اقا مرتضی وثوق و در ادامه قسمت اول مطالبی را می نویسم.

نظر به این که این جانب بر اساس علایق ذاتی و شخصی از دوران کودکی به زادگاهم علاقه مند بوده و همواره مسایل ان را مطالعه و پی گیری نموده و تحقیقاتی نیز داشته ام به این نتیجه رسیده ام که روستای بالاروچ علاوه بر دلایل دیگر به سه علت اساسی و مهم شرایط نامطلوب کنونی را تجربه می نماید.
1- مهاجرت تدریجی مردم به شهر تا جایی که اینک از روستای شصت خانواری با بالای دویست نفر و متجاوز از هزار راس گوسفند و گاو فقط پنج خانوار با ده نفر جمعیت در فصل زمستان باقی مانده و کشاورزی و دام داری از رونق افتاده است و تا چند سال اینده خالی از سکنه خواهد شد که در قسمت اول دلایل عمده ان از نظر حقیر بیان گردید.

2-اختلاف,کشمکش,بی تفاوتی و عدم احساس مسیولیت بین بخش زیادی از مردم نسبت به روستا-
گرچه اختلاف و تفاوت نظر در همه جوامع امری طبیعی است و تضارب ارا در بستر صحیح باعث پیشرفت نیز خواهد شد این اختلاف اندک همواره در بین مردم روستا بوده است.با اغاز مهاجرتها عمده مهاجرین از نظر فکری و مالی در اداره روستا نقش داشته اند و گروهی تعلق خاطر و احساس مسیولیت کمتری نسبت به سرنوشت روستا داشته اند ولی ساکنین از هیچ تلاش و کوششی در حفظ و حراست اداره روستای ابا و اجدادی در یک قرن اخیر دریغ نکرده اند و در بیشتر این دوران به علت نظام انجمنی و کدخدایی که از افراد معتمد و با تجربه بوده اند که کلامشان فصل الخطاب برای همه بوده وحدت و انسجام نسبی و خوبی بین ساکنین و مهاجرین برقرار بوده است و روستا نیز با خانه های گلی ,طویله های پر از گوسفند و گاو و مرغ و مزارع پر از کشت گندم و لوبیا و علوفه و بوی نان تازه و صفا و صمیمیتی که بین مردم موج می زد یعنی همان روستای ارمانی اقا مرتضی وثوق و همه علاقه مندان به زندگی ساده و طبیعی.

از اوایل دوره سوم مهاجرتها یعنی از اغازین سالهای پس از پیرروزی انقلاب به تدریج گروهی از مهاجرین بازنشسته شده و مدت بیشتری در روستا سکونت می نمودند و کم کم با ساکنین در نحوه اداره روستا اختلاف پیدا کرده و به پشتوانه بخشی از مهاجرین خواهان ایفای نقش بیشتری در اداره روستا بودند که عمده ساکنین این مداخله را بر نمی تافتند و اختلافات بیشتر می گردید تا جایی که با ایجاد فضایی غبارالود توسط گروهی از مهاجرین و لجاجت ها و پی گیریهای فراوان موجبات تضعیف شورای اسلامی پرسابقه وقت روستا فراهم گردید و اختلاف بین ساکنین و مهاجرین بیشتر شد و در انتخابات بعد شورای مورد حمایت گروهی از مهاجرین بر سر کار امد و این تغییر نیز انان را قانع نکرد و در فضایی که عمده معتمدین اصلی و دلسوز دلسرد شده و خود را کاندید نکرده بودند شورایی بر سر کار امد که از همان ابتدا با مهاجرت یکی از اعضای اصلی ان به شهر و عدم جایگزینی عضو علی البدل رسمیت قانونی خویش را از دست داد.

متاسفانه با بی تفاوتی ساکنین دلسرد و مهاجرینی که در مقابل کم اهمیت ترین مسایل در دوره های گذشته واکنش نشان می دادند این وضعیت غیر قانونی شورای دو نفر ه تا پایان دوره فعالیت با استیلای بلامنازع سلایق شخصی و دلبخواهی مسیول شورا ادامه یافت و علاوه بر زلزله فیزیکی با زلزله دیگری به تمام قوانین و نظم و نسق روستا اسیب اساسی و بنیادی رساند که منشا تمام بی نظمیها ,هرج و مرجها و نابسامانیها گردید.بار دیگر با برنامه ریزی و حمایت گروهی از مهاجرین و امدن مستقیم بر سر صندوق های رای شورایی که دو عضو ان مهاجر بودند انتخاب گردیدند و معتمدین و ریش سفیدان ساکن محل از عرصه خارج شدند . در این دوران نیز به خاطر عدم قاطعیت شورا و بعضی اهمال کاریها و بی تفاوتیها و عدم مشارکت در تصمیم گیریها و نظارت به موقع و موثر وضعیت روستا بدتر شد و اختلافات به اوج رسید تا جایی که هیچ کدام از سه عضو شورا همدیگر را قبول نداشتند.و بدتر از همه به علت بی تدبیری زمینه عدم مشارکت افراد واجد شرایط زیادی در انتخابات بعدی توسط شورای وقت فراهم گردید.سرانجام شورایی با حداقل پشتوانه مردمی با ک.هی از مشکلات و عدم اتحاد مردم به وسط میدان امده است.

3- عدم مدیریت و اداره ناصحیح روستا توسط شورای اسلامی
عدم اموزش و عدم اشنایی کامل شورای اسلامی به وظایف , اختیارات و همچنین سیاستهای کلی و قوانین مرتبط با روستا و عدم پایبندی به اجرای قوانین و تخطی و قصور در انجام وظایف قانونی و نظم و نسق و خواسته های مشروع مردم سبب گردید تا مردم به خوبی از اهداف دولتها در امور روستا اگاه نگردیده و برخی افراد فرصت طلب و بعضی از افراد شورا موقعیت ها و ظرفیت وامکانات اجرایی قوانین ,فرصتهای ملی ,منطققه ای و محلی جهت رشد توسعه پایدار روستا را با حفظ وضعیت کشاورزی و دام داری به منافع فردی و گروهی خویش تبدیل سازند.و علاوه بر نکات کلی فوق به علت عدم مشورت با عموم مردم و بی نیاز دانستن خویش از مشاوره با افراد معتمد و صاحب نظر در نهایت کارامدی شورا را زیر سوال برده و جایگاه ان را نزد مردم تنزل دادند.همچنین به علت عدم شفافیت در ارایه گزارشهای به موقع و صحیح به مردم اعتماد عمومی به نهاد شورا نیز خدشه وارد گردیدو باعث عدم همکاری فکری و مالی مردم به شورا شد به طوری که طی دوره شش ساله شورای سابق بر اساس مصوبه شورا ظرفیت ایجاد منابع مالی به عنوان عوارض خدماتی نزدیک به بیست میلیون وجود داشت که متاسفانه مبلغ بسیار ناچیزی از ان وصول گردید.همچنین چون کوه طی چندین سال گذشته توسط رییس شورای وقت و نماینده و مجری مرتعداری و پدر این جانب مرحوم حاج سیف اله حیدری به عنوان معتمد محل و کسی که بیشترین تعداد پروانه گوسفند را دارد در اختیار چوپانی قرار می گرفت تا علاوه بر گوسفندان محل تعدادی نیز گوسفندان خود را بیاورد که منابع ایجاد شده از این بابت صرف ساخت و ساز مسجد و امامزاده و بخش بیشتر ان صرف کارهای عمرانی روستا گردیده که در هیچ یک از گزارشات شوراها به ان اشاره نشده و از این جهت مسیولیت شایبه ای که نزد مردم ایجاد شده متوجه شوراست و چون پدر این جانب مرحوم شد حقیر به توفیق الهی در سال اینده گزارش و بیلان دقیق ان را تا ریال اخر خواهم داد تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.مطالب زیادی است که شابد بیش از این در حوصله خواننده نگنجد لذا در قسمت پایانی انشاالله پیشنهادات و راههای برون رفت وضعیت کنونی روستا را از نقطه نظر خود بیان می نمایم..


نويسنده :آقاي فيض الله حيدري روچي



موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : پنجشنبه 1392/12/22 | 11:53 | نویسنده : مرتضا وثوق |

نظرات و صحبتهاي دوستان در ادامه 3 مطلب اخير حاكي از آن است كه هنوز عده زيادي قلبشان براي بالاروچ مي طپد و دلسوزانه دوستدار بهتر شدن اوضاع سرزمينشان هستند.

البته اميدوارم اين حرفها همچون صحبتهاي هميشگي و بدون پيگيري تاريخ بالاروچ نباشد و هر كس با گذشت و بخشش و عقب نشيني از موضع احساسي و قبيله اي خود موجب فراهم شدن بستر اتحاد و سازندگي گردد.

به نظر اين حقير اولين قدم در اين راه نوشتن اسم و مشخصات كامل نويسنده مطلب در اينجا مي باشد لذا مشخص نبودن هويت خود نشان از كنار نشستن و حرف زدن است.

دوم اينكه بايد بعد از اين صحبتها عمل كرد و نتيجه گرفت. از دوستاني كه فرصت و موقعيتش را دارند خواهشمندم در صورت امكان تحقيق و گفتگو كنند از مركز بخش و دهياري ها تا بصورت قانوني هيئت يا گروهي جهت نظارت، بازرسي و حسابرسي مسئولين محترم شورا و دهياري تشكيل گردد.

از اعضاي محترم شورا و دهياري بالاروچ هم تقاضا دارم اين سخنها و حركتها را دليل بر توهين به خود ندانند و صبور باشند.

اين بحث هيچ دليلي بر عملكرد بد شما و خطاكاري شما نيست، بلكه كنترل و اطميناني است جهت آرامش و اتحاد مردم و همچنين رفع ابهام ها و اتهامات منسوب به شما.

لذا ضمن تشكر و قدرداني از زحمات همه شما بزرگواران استدعا دارم در اين خصوص با صبر و تدبير همكاري نماييد.

از دوستاني هم كه مي توانند در خصوص تشكيل هيئت فوق بصورت قانوني، تحقيق و همكاري كنند خواهشمندم اهالي محترم بالاروچ را در اين امر ياري كنند.

منتظر نظرات و مباحث همه اهالي بالاروچ هستيم.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : چهارشنبه 1392/12/21 | 8:20 | نویسنده : مرتضا وثوق |



براي اولين بار مي خواهم اختصاصي در شبهاي الموت از اوضاع و احوال زادگاه زيبايم بالاروچ بنويسم. حرفهايي كه مي بايست همان ابتدا در اين وبلاگ نوشته ميشد و اما به دليل نداشتن اميد به  نتيجه تبديل به سكوت شد.

اما امروز شكايتها و انتقادهاي همولايتي هايم بي اراده زبانم را سوار بر قلمم كرد و در شبهاي مهتابي الموت به تاخت واداشت.

همولايتي هاي عزيز، بالاروچ نه سرزمين پدري من است نه مادري، اما در آن زاده و بزرگ شده ام و بهترين لحظات زندگي ام را در كوچه پس كوچه ها و باغهايش سپري كردم.

من نسبت به شما حقي براي انتقاد و دخالت در امور روستا ندارم اما به جرات مي توانم بگويم آنچنان عاشق و دلباخته بالاروچ هستم كه شايد كمتر بالاروچي اينگونه باشد.

فقط قبل از گفتن حرفهايم 2 خواهش دارم يكي از اهالي عزيز بالاروچ و ديگر از مخاطبين عزيز و محترم غير بالاروچي :

1-    همولايتي هاي عزيز و محترم اميدوارم حرفهايم هر چند شايد تكراري ، بجاي تفسير و كشاندن سخنانم به سوي دشمني و درگيري هاي هميشگي، بهانه آغازي باشد براي تغيير و احياي زادگاهمان.

2-    از همه غير بالاروچي هاي محترم خواهشمندم در اين بحث شركت نكنند و باعث تنش و حساسيت اهالي روستاي زيباي بالاروچ نشوند. هرچند هميشه نظرات شما برايمان محترم و ارزشمند است اما اين بحث بسيار خاص و حساس و داخلي است و شايد عده اي تحمل شنيدن سخنان خارج از اهالي را نداشته باشند.

به هر حال حرفهاي دلم را صادقانه و بي پروا مي گويم :

به نظر من تنها ترين دليل مشكلات موجود در بالاروچ اختلاف شديد اهالي با هم و نداشتن اتحاد است. از كودكي به خاطر ندارم يكنفر از اهالي از ديگري تعريف و تمجيد كرده باشد. تنها چيزهايي كه به ياد دارم تمسخر و دشمني نسبت به يكديگر بوده. بدون استثنا ميگويم روي سخنم هم با شماست هم با خانواده و آشنايان خودم.

همه خود را پاك و بي گناه و مظلوم مي دانيم و ديگران را مقصر. به نظر من هيچكس به تنهايي مقصر نيست حتي شوراها و دهيارها، چون خود ما هر دوره آنها را انتخاب نموديم، چون خود ما از وارد شدن به ميدان و زير بار مسئوليت رفتن شانه خالي كرديم.

در كنار ميدان نشستن و خرده گرفتن كار ساده و بيهوده ايست كه اكثر انسانهاي ترسو و مسئوليت گريز و ... انجام مي دهند.

مطلب ديگر رفاه طلبي ماست. وقتي همه بالاروچ را رها كرده ايد و به شهر پناه برده ايد و به زادگاه اجداديتان به چشم مكان تفريحي نگاه ميكنيد چه انتظاري از ديگران داريد.

بخدا قسم اگر خودتان را هم بكشيد نمي توانيد روستا را بدون كشاورزي و دامداري و سكونت آباد كنيد. چون غريبه ها بايد در آنجا فعاليت كنند و به شما اجاره دهند و غريبه هم هيچگاه دلسوز ميهن شما نيست.

اين همه مدرك و تحصيلات و مقام و ... در شهر كسب كرديد، چرا يك تحصيلكرده در بين اعضاي شورا و مسئولين روستايتان نيست؟ بر فرض اگر شوراها و مسئولين صادق و درستكار نيستند اولا چرا هر سال دوباره به آنها راي ميدهيد و دوما چرا در بين شما كسي پيدا نمي شود با يك علم حداقل حسابداري آنها را حسابرسي كند يا اعتراض كند؟

بقول يكي از بزرگان صنعت كشورمان : اگر كنترل نباشد خود بنده هم دزدي ميكنم.

چرا كنترل نمي كنيد؟؟؟

چقدر از همولايتي هايمان مورد ظلم قرار گرفتند و حتي خونشان پايمال شد به دليل آنكه ما از زير بار مسئوليت فرار كرديم و ترجيح داديم پشت سر انتقاد كنيم و مظلوم نمايي كنيم.

اگر اين مطالب را خوانديد و باز هم شخص خودتان را مقصر نمي دانيد آگاه باشيد كه مشكل سرزمينتان در همينجاست. همين كه عيب را در ديگران مي جوييم.

ما قدر داشته هايمان را نمي دانيم. به جان دو فرزندم قسم بالاروچ يكي از انگشت شمار روستاهاي پربركت و زيبا در ايران است و اين فرصت و نعمت نصيب هر كسي نمي شود كه در چنين سرزميني چشم به جهان گشوده باشد و مالك آن باشد.

اميدوارم از من ناراحت نشويد اما هميشه با خودم مي گويم اگر من قدرت داشتم بالاروچ را هديه ميدادم به جوانان زحمت كش كوير، چون ديده ام با چه تلاش و كوششي آب را از صدها متر پايينتر در دل زمين بيرون ميكشند و كشاورزي ميكنند و يا چشم به باران آسمان دارند. روستاهايي كه حتي يك درخت هم ندارند و ماسه زارند اما مملو از جمعيت. جمعيتي متحد و زحمت كش. من در خراسان و اطرافش زياد از اين روستاها ديده ام. آيا مردم اين روستاها نمي توانند به شهر كوچ كنند؟ آيا فقط شما بفكر پيشرفت هستيد؟

مطمئنم اگر يك وجب از خاك بالاروچ را به آنها بدهيم به چشمانشان مي كشند.

نمي دانيد من چه لذتي بردم وقتي سال گذشته دوست خوبم آقاي محمد بابايي را ديدم كه 2 راس گوساله خريداري نموده و در بالاروچ مشغول پرورش آنها شده يا آقاي بهروز شعباني عزيز كه بالاروچ را تنها نگذاشته . اينها دوستاني هستند كه زرق و برق كاذب شهر را چشيده اند و دوباره برگشته اند.

به نظر شما با اين سونامي سرطان در تهران و شهرهاي بزرگ، داشتن فرزنداني تحصيلكرده و پولدار اما سرطاني بهتر است يا در روستا ماندن و هواي پاك را چشيدن؟ عمر با عزت بزرگان بالاروچ را ببينيد، خدا را شكر همه بيش از 80 سال عمر كرده اند، سالم و سرحال. آيا ما نيز در شهر ها همينگونه عمر خواهيم كرد؟ چه ثروتي بالاتر از عمر طولاني و با عزت و لذت است؟

عكس هايي كه من از بزرگان بالاروچ مي گذارم همه حاكي هزاران حرف و درس و عبرت است. چرا دقت نمي كنيد به لبخنها و صورت هاي پر انرژي و شادشان. چرا راز اين لبخنها و سرزندگي را نمي جوييد؟ صورتهاي خسته و كسل خود را در آيينه ديده ايد؟

يادم نمي رود سال گذشته عده اي غريبه از روستاهاي اطراف به كوههاي بالاروچ تجاوز كرده بودند و گوسفند مي چراندند. مردم بسيار ناراحت و عصباني بودند و از دور آنها را روي كوه نظاره مي كردند. در دلم گفتم وقتي يك گوسفند يا گاو در بالاروچ وجود ندارد كوه به چه كارتان مي آيد.بگذاريد ديگران بچرانند. اين اجاره ناچيزي كه ميگيريد فقط باعث اختلاف و حرص و دشمني است.

در همين بين يكي از روستايي ها گفت : مي دانيد اين كوه چند مي ارزد؟ من برق از چشمانم پريد، كوه را قيمت مي گذارند؟؟؟ ازش پرسيدم چند مي ارزد؟ با حس خاص و مفتخري گفت حدود 4 ميليارد تومان. دلم مي خواست 4 ميليارد بي ارزش داشتم و همانجا مي خريدم سرزمين مردمي كه براي وطنشان قيمت ميگذارند. خيلي متاسف شدم و واقعا ريشه تمام مشكلات بالاروچ را دريافتم.

آنها به باغها و كوهها و آبهايشان به چشم اسكناس و تفريگاه نگاه مي كنند.

ياد حكايتهايي مي افتم كه خواستند بزرگترين درسها را به ما بدهند اما ما ضمن نقالي و حمل آنها هيچ درسي نگرفتيم :

حكايت پدري كه چند چوب را كنار هم گذاشت تا فرزندانش بشكنند ... و اتحاد را به آنها بياموزد.

حكايت پدري كه گنجش را مدفون در زمين كشاورزي اعلام كرد تا فرزندانش بفهمند گنج ارزش ريالي ندارد گنج آباد نگاه داشتن ميراث پدري و زحمتكشي است.

خيلي از ما معلميم، مهندسيم، دكتريم و ... اما در اصل همه ما زرنگهاي بازنده ايم. زرنگهايي كه از زرنگي زياد راه را اشتباه رفتيم.

من كوچكتر از آنم كه بخواهم بالاروچي هاي فرهيخته و گرامي را نصيحت كنم، اما عذرخواهي ميكنم اينبار دلم خيلي به درد آمده بود و گفتم شايد آغاز جرقه اي براي اتحاد و اصلاحمان باشد و يا حداقل ديگر گله و شكايت بيهوده و بي ثمر نكنيم. به هر حال از همه بزرگان عذرخواهي ميكنم و اميدوارم اين جسارت بنده را ببخشند و ضجه هايم را توهين نپندارند.

به اميد بالاروچي پر از صداي هياهوي زندگي در كوچه هايش و عطراگين شدن تنورستانهايش به بوي خوش نان چون روزگاران پدران و مادران پيروز و موفقمان.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : دوشنبه 1392/11/21 | 11:28 | نویسنده : مرتضا وثوق |
برگ ريزان درخت كهن و ارزشمند الموت است
در اين ديار غربت نشسته ايم و مسلسل وار ميشنويم خبر عروج بزرگان تاريخ الموت را. گنجينه هايي كه ديگر تكرار نمي شوند و آخرين نسل پاسدار سرزمين شكوهمند الموت بودند. عزيزاني كه تمام شيريني لذتهاي خاطرات الموت را مديون صفا و محبت نسلشان بوديم. و هر روز نگران از شنيدن خبر يكي ديگر از اندك باقيمانده اين نسل گرانبها.
چندي پيش خبر درگذشت آقاي بابعلي مومني روچي پدر دوستان عزيزم حميد و بهنام بسيار ناراحتم كرد كه مجددا به ايشان و خانواده محترمشان تسليت عرض ميكنم و اكنون درگذشت آقاي سيف اله حيدري روچي پدر شهيد شمس اله حيدري روچي از بزرگ مردان روستاي بالاروچ كه هميشه نقش پررنگي در مديريت روستا و مردمانش داشت.

با نهايت تاثر و تالم اين مصيبت بزرگ را به دوست فرهيخته ام آقاي فيض اله حيدري روچي و خانواده محترمشان و همچنين به همه نسل جديد الموت كه چنين ثروتهاي بزرگي را از دست مي دهند تسليت عرض ميكنم و اميدوارم رمز ساده پيروزي آنها را جايگزين روشهاي پيچيده و رفاه طلبانه امروزيمان كنيم تا لبخندهايمان همچون لبخندهاي عميق و خالصانه آنان در تاريخ ماندگار شود.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : سه شنبه 1392/11/01 | 11:18 | نویسنده : مرتضا وثوق |


كنسي خورديم بعد از سالها

جاي همه كنس دوستان خالي



موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : چهارشنبه 1392/08/29 | 14:27 | نویسنده : مرتضا وثوق |



لطفا براي مشاهده بقيه تصاوير روي ادامه مطلب كليك نماييد.


موضوعات مرتبط: الموت

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 1392/08/28 | 12:44 | نویسنده : مرتضا وثوق |


مي خواست براي مراسم تاسوعا مسير يكساعته زوارك تا بالاروچ را كوهپيمايي كند.

بهش گفتم صبر كن تا اتومبيلي بياد سواره بريم
محكم زد به پاهاش و گفت وقتي پا هست چرا سواره
خجالت كشيدمو همراهش شدم هرچند عقب افتادم و در نهايت متوسل به ماشين



موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : سه شنبه 1392/08/28 | 12:36 | نویسنده : مرتضا وثوق |

هر سال به محض ورودم به بالاروچ پاي پنجره اتاقت مي آمدم و با سوت رمزي هميشگيمان صدايت مي كردم. هر جاي دنياي كوچك كودكيمان بودي ديري نمي پاييد كه به من مي پيوستي و بازي ها و شاديها آغاز مي شد.
امسال نيز سراغت آمدم در همان قبرستان كه ساعتها بازي مي كرديم و مي خنديديم. نمي دانستم اينبار رمزمان چيست؟ حتي نميدانستم خانه ات كجاست؟ در كدامين قبر خفته اي؟ تمام قبرها را با دلهره بدنبالت گشتم. دلهره اي كه ناشي از اميد، دروغ بودن، رفتنت بود. اما آخر يافتم حقيقت رفتنت را.

چقدر اينجايي كه خفته اي با هم شادي ميكرديم. دقيقا همانجا كه بشكه ها را از كنار درخت توت روي تپه به پايين مي غلتانديم. دقيقا همانجا كه قصد رفتن به صحرا را مي كرديم. بازهم گوشه گيري كرده اي از ديگران؟ بدون پنجره چگونه صدايت كنم علي؟ ترسيدي مثل هميشه از تو زودتر بيدار  و مزاحم خواب صبگاهيت شوم؟ باشد بخواب تا ابد بخواب، آرام و بي صدا، بي سوت رمزمان، بي شر ديگران.



موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : دوشنبه 1392/08/27 | 14:46 | نویسنده : مرتضا وثوق |






موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : دوشنبه 1392/08/27 | 12:13 | نویسنده : مرتضا وثوق |

تصاويري از مسير راه سفر اخيرم به الموت





موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : یکشنبه 1392/08/26 | 9:29 | نویسنده : مرتضا وثوق |


تصاويري از مراسم عزاداري تاسوعا و عاشوراي امسال در روستاي بالاروچ


 لطفا جهت مشاهده تصاوير ديگر از اين مراسم بر روي ادامه مطلب كليك نماييد




موضوعات مرتبط: الموت

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 1392/08/26 | 9:3 | نویسنده : مرتضا وثوق |

هر وقت مي خوام از قزوين برم الموت سعي ميكنم صبح زود قبل از طلوع آفتاب برم و وقتي اولين سربالايي ها رو طي ميكنم تا به گردنه برسم دستامو ميبرم بسوي آسمون و چشمامو مي بندمو دعا ميكنم اونطرف ابرها زير پاهامون باشه. البته سعي ميكنم پشت فرمون اينكارو نكنم :-)
اينبارم همينكارو كردم و دعام گرفت جاتون خالي عجب صحنه اي بود قبل از طلوع خورشيد.
تقديم به همه كساني كه قبل از گردنه اينكارو ميكنن
عكاس : شبهای الموت
تاريخ : 22/08/92 ساعت 6 صبح




موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : شنبه 1392/08/25 | 11:49 | نویسنده : مرتضا وثوق |



روستاي زيباي مران

ادامه تصاوير در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: الموت

ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 1392/08/08 | 9:25 | نویسنده : مرتضا وثوق |

 

يادم نيست دوستيمان از كجا آغاز شد؟
اما اولين خاطره هايي كه از الموت به ياد دارم علي كنارم بود.
خاطرات كش تفنگ و شلوار كردي علي، ماشين بازي با كاميونهاي پلاستيكيمان، شكار گنجشك، الرك، سيگارهاي پنهاني، زلزله رودبار و الموت، حمام رفتن ها با فانوس، سفر به چوسرا و خستگي هاي علي، بليزر و تمرين رانندگي نيمه شب سر قبرستان با يك تكه چوب، سوتهاي رمزي، تنبليهاي پشت پنجره، احضار جن، شبگرديهاي شبهاي الموت، كارهاي كنتراتي و شانه خالي كردنهاي علي، فندكي به ارزش يك زندگي، پياده تا اوان، نامه هايمان از مشهد به تهران و از تهران به مشهد، عاشق شدنهاي شراكتي، تخيلات كودكي، و...و...و... هزاران خاطره تكرار نشدني
خاطراتي كه شيرين ترين لحظات كودكي مرا ساخت. خاطراتي كه الموت را براي من زيباتر كرد.
علي صميمي ترين دوست كودكي و نوجواني من بود.
تا اينكه بزرگ شديم و بساط تخيلات شيرينمان را جمع كرديم و رفتيم پي زندگيمان.
علي عاشق شد، يك عاشق دلباخته، عاشق دختر همسايه روبرويشان.
يادم نمي رود از پشت پنجره دختر همسايه را به من نشان ميداد و ميگفت نهايت آرزويش ازدواج با اوست و برايش هركاري حاضر است انجام دهد.
كتك خورد، جواب نه شنيد و... اما نا اميد نشد و سرانجام به آرزويش رسيد.
با همسرش ماه عسل به مشهد آمدند و شبي ميهمان ما بودند.
بچه دار شدند و نام پسرش را بخاطر دوستي چندين ساله مان هم نام پسر من انتخاب كرد.
علي در ميان اين خوشبختيها و آرزوهاي براورده شده اش به دام اعتياد افتاد.
از همه بريد و همه ازو بريدند.طرد شد. عشق روياييش تركش كرد و علي ماند و حوضش.
تك و تنها و يك دنيا دست و پا ميان مرداب اعتياد.
تا اينكه ديروز خبر فوتش را شنيدم. هر چند خود من نيز اورا طرد كرده بودم اما تازه فهميدم علي قسمت بزرگي از زندگي من بود و ناباورانه ضربه اي ديگر از روزگار بي رحم را چشيدم. ضربه هايي كه به موازات افزايش عمر بي حست ميكند و پوچي دنيا را تكرار. و حال ميفهمي چرا بزرگها كودك و بشاش نيستند.چرا پدر و مادرها كم حوصله اند.
واقعا سخت است از دست دادن بازيگرهاي اصلي سالها زندگي. از دست دادنهايي كه با افزايش سن فزوني و سرعت مي يابند.
سالها بود دلم براي علي تنگ نميشد اما از ديروز دلم برايش يكذره شده است يكذره ناتوان.
روحت شاد دوست كودكيم


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : یکشنبه 1392/06/24 | 15:48 | نویسنده : مرتضا وثوق |




درویشی با مهر مطرح کرد:

اولین عملیلات امداد هوایی در قزوین با موفقیت انجام شد/نجات جان یک چوپان در ارتفاعات الموت

قزوین- خبرگزاری مهر: مديرعامل جمعيت هلال احمر استان قزوين گفت: با استقرار امداد هوایی در استان قزوین، نجات جان مصدوم در ارتفاعات الموت توسط امدادهوايي جمعيت هلال احمر استان قزوين با موفقیت انجام شد.

حسین درویشی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهارداشت: براساس گزارش هاي مردمي مبني بر سقوط چوپاني در ارتفاعات الموت واقع در منطقه زواردشت، ظهر چهارشنبه اكيپ هاي امداد و نجات الموت شرقي به اتفاق همكاران فوريت هاي پزشكي به منطقه اعزام و نسبت به تثبيت فيزيكي و پزشكي وي اقدام کرده و كمک هاي نخستين را انجام دادند.

وی افزود: با توجه به موقعيت خاص و كوهستاني منطقه و وضعيت وخيم مصدوم دسترسي از طريق زميني و آمبولانس مقدور نبود كه بلافاصله بالگرد هوايي جمعيت هلال احمر استان قزوين به منطقه اعزام شد.

درویشی به اهميت سرعت عمل و زمان طلايي براي نجات جان مصدوم اشاره كرده و یادآورشد: امداد هوايي به اتفاق نجاتگران جمعيت هلال احمر استان قزوين مصدوم را بدون فوت وقت برای ادامه خدمات پزشكي و درماني به بيمارستان ولايت قزوين اعزام کردند.

پایگاه امداد هوایی استان قزوین هفته گذشته با استقرار یک فروند بالگرد در فرودگاه ویژه قزوین مستقر شد تا با انجام ماموریت های امدادی در حوادث غیرمترقبه و اضطراری نسبت به نجات جان حادثه دیده گان اقدامات موثر هوایی را انجام دهد.

 


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : پنجشنبه 1392/06/14 | 12:4 | نویسنده : مرتضا وثوق |



الموت را خیلی‌ها می‌شناسند، دیگران هم حتما نام این قلعه‌ی تاریخی را شنیده‌اند؛ اما سحرآمیز بودن این قلعه را فقط کسانی درک می‌کنند که از تک‌تک پله‌های الموت بالا رفته‌اند و با هر پله صعود، سازندگان الموت را برای بنا کردن این دژ کهن ستوده‌اند؛ البته خیلی‌ها هم وقتی می‌بینند وسط کوه گیر کرده‌اند و نه راه پس و نه راه پیش دارند، به «حسن صباح» بدوبی‌راه می‌گویند!

به گزارش خبرنگار سرویس گردشگری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بالا رفتن از بیش از 300 پله‌ی سنگی برای هر گردشگری سخت است، اما محلی‌ها چاره‌ای برای گردشگران اندیشیده‌اند؛ در ابتدای مسیر کوهستانی، چند الاغ و یکی دو اسب آماده‌اند تا با قیمت هفت هشت‌هزار تومان، به گردشگران خدمات بدهند تا نیمی از راه را سواره بروند. البته مسیر، سخت‌تر از این حرف‌ها است و بعد از طی مسیر مال‌رو همچنان باید بالا رفت، طی کردن این راه شبیه کوهنوردی نیمه‌سنگین برای آماتورها است.

هنوز نیمی از مسیر را هم نرفته‌ایم که صدای گردشگران را می‌شنویم؛ بعضی‌ها غر می‌زنند و به «حسن صباح» دشنام می‌دهند، بعضی هم با وجود خستگی زیاد، مبهوت قلعه‌اند، صداهایی هم از گوشه و کنار شنیده می‌شود: «کاش با الاغ رفته بودیم!» این‌ها را کسانی می‌گویند که حالا پشیمان‌اند چرا سواره، کوه را بالا نرفته‌اند.

از کجا شروع کنیم؟

برای رفتن به الموت باید از تهران به کرج و قزوین رفت. نرسیده به قزوین، مسیر فرعی الموت آغاز می‌شود؛ 85 کیلومتر تا نزدیک‌ترین شهر، یعنی «معلم‌کلایه» فاصله است، اما همین مسیر به ظاهر کوتاه در جاده‌های پیچ در پیچ و صعب‌العبور کوهستانی بیشتر از دو ساعت برای گردشگرانِ ناآشنا به جاده، طول می‌کشد. به گفته‌ی یکی از اهالی معلم‌کلایه، محلی‌ها این راه را یک و نیم ساعته می‌روند؛ اما برای مسافران ممکن است حتی چهار ساعت هم طول بکشد.

عکس از رضوان اناری

ما که صبح زود از تهران حرکت کرده‌ایم، حدود ساعت هشت صبح به اولین قله‌ها می‌رسیم؛ اما مه غلیظ و سرمای هوا با توجه به گرمای زیاد هوا در تهران غافلگیرمان می‌کند. مه‌شکن را روشن می‌کنیم و با احتیاط پیچ‌ها را یکی بعد از دیگری بالا و پایین می‌رویم. یاد زمستان چند سال پیش می‌افتم که می‌خواستیم الموت را ببینیم؛ اما برف یک متری و مه شدید مانع شد و مجبور شدیم برگردیم؛ اما محلی‌ها از وضعیت موجود در زمستان‌ها هم راضی‌اند و می‌گویند، حالا نسبت به قبل خیلی بهتر شده و در زمستان هم راه باز است، قبلا زمستان‌ها مسیر با برف و یخ پوشانده و در نتیجه، عبور غیرممکن می‌شد.

در اولین جایی که بتوان توقف کرد، اتومبیل را نگه می‌داریم تا در مه غلیظ، هوایی تازه کنیم. همه‌جا خیس است و ذرات آب معلق در هوا به سر و صورت‌مان می‌خورد، سردتر از آن است که به‌نظر می‌رسید. زودتر راه را ادامه می‌دهیم تا از خطر رانندگی در جاده‌ی مه‌آلود عبور کنیم؛ اما مه تقریبا تا پایان مسیر ادامه دارد.

بعد از طی مسیری طولانی در جاده، سروکله‌ی اولین روستاهای کوهستانی پیدا می‌شود، روستاها با فاصله‌ی نزدیک به هم و گاهی فاصله‌های یکی دو کیلومتری بنا شده‌اند. فرم بیشتر روستاها هم با توجه به کوهستانی بودن اطراف، پلکانی است.

دریاچه را فراموش نکنید

در میانه‌ی راه الموت، یعنی 10 کیلومتری معلم‌کلایه، یک مسیر فرعی 9 کیلومتری به دریاچه «اوان» می‌رسد؛ دریاچه در این فصل از سال میزبان گردشگران زیادی است. شنا، قایق‌سواری و کمپ زدن از تفریحات گردشگران در این منطقه است.

مه غلیظ، دریاچه را هم فراگرفته و با این‌که دریاچه‌ی اوان، خیلی کوچک است نمی‌توان آن طرف دریاچه را دید؛ اما در همین شرایط و بدی هوا هم خیلی‌ها قایق‌سواری و حتی شنا می‌کنند. البته شلوغی بیش از حد و بی‌نظمی در فضای اطراف دریاچه کمی توی ذوق می‌زند؛ ولی به هر حال، دیدن فضای سحرانگیز دریاچه برای گردشگران خالی از لطف نیست.

معلم‌کلایه، شهری با ظاهر روستا

معلم‌کلایه، مرکز روستاهای اطراف الموت است. این منطقه گرچه از نظر تقسیمات کشوری «شهر» محسوب می‌شود؛ اما در ظاهر بیشتر شبیه یک روستا است. بیشتر ساکنان معلم‌کلایه در خانه‌های خود کشاورزی می‌کنند و گوسفند و مرغ و خروس نگه می‌دارند که فضای جالبی به معلم‌کلایه داده است.

با گشت و گذار در کوچه‌های روستا می‌توان خانه‌های خشت‌وگلی قدیمی را دید هرچند بیشتر این خانه‌ها خالی از سکنه‌اند و به خرابه تبدیل شده‌اند؛ اما معدودی از خانه‌های قدیمی هنوز سکنه دارند.

عکس از رضوان اناری

اقامت در معلم‌کلایه علاوه بر طبیعت زیبا و کوچه‌باغ‌هایش این مزیت را دارد که در 9 کیلومتری الموت و 19 کیلومتری دریاچه‌ی اوان و بین دو منطقه است و رفت‌وآمد را آسان می‌کند. برخی محلی‌ها در خانه‌های خود سوییت‌های کوچکی ساخته‌اند که به گردشگران اجاره می‌دهند و با چهل پنجاه هزار تومان می‌شود هر کدام را برای یک شب اجاره کرد.

در خود روستای «گازرخان» هم که نزدیک‌ترین نقطه به الموت است، سوییت و اتاق اجاره‌یی پیدا می‌شود؛ اما معلم‌کلایه بسیار خلوت‌تر است، در نتیجه سکوت و بکر بودن معلم‌کلایه به یکی دیگر از مزیت‌های آن برای گردشگران تبدیل می‌شود.

دژ نزدیک است

برای رسیدن به دژ تاریخی الموت باید 10 کیلومتر از معلم‌کلایه پیش‌تر رفت، یک دو راهی مسیر گرمارود را از الموت جدا می‌کند. جاده‌ی فرعی الموت به‌خاطر وجود مسافران شلوغ‌ است، در بخش‌هایی از جاده هم دو اتومبیل به‌سختی می‌توانند از کنار هم عبور کنند. پیچ‌های تند هم مزید بر علت شده است؛ اما زیبایی مسیر، باعث می‌شود خطرات جاده فراموش شود.

کمی از مسیر، جنگلی و بقیه کوهستانی است، زمین‌های اطراف هم کشاورزی و در برخی موارد درخت‌کاری شده است. سیب و گلابی محصولات اصلی منطقه است. در ادامه‌ی مسیر هم زنبورداری رواج دارد و زنبورداران محصولات‌شان را برای فروش به مسافران عرضه کرده‌اند.

خطر ریزش باران

اما بدون شک، شگفت‌انگیزترین بخش سفر به الموت، بازدید از دژ تاریخی الموت است، دژی که حسن صباح برای ترویج مذهب اسماعیلیه بنا کرد.

از روستای گازرخان، ترافیک مربوط به الموت آغاز می‌شود. خیلی‌ها هم در همین روستا چادر زده و اقامت کرده‌اند. البته به علت سرد بودن هوا در همه‌ی فصول سال و احتمال بارش شدید، چادر زدن چندان مناسب نیست. با این‌ حال، خیلی‌ها با توجه به این‌که تابستان است چادر زده‌اند؛ اما نمی‌دانند قرار است تمام امشب باران ببارد و چادر زدن ریسک بالایی دارد.

عکس از رضوان اناری

ساعت بازدید از الموت تا 8 شب است و بازدید الموت تا آن ساعت شب با بلیت‌های 1500 تومانی امکان‌پذیر است؛ اما بعد از آن، ورود برای همه آزاد می‌شود. البته بعد از 8 شب و تاریکی هوا، بالا رفتن از کوه تقریبا غیرممکن است و گردشگران بساط چای و شام را در کنار رودخانه‌ی پای کوه پهن می‌کنند.

قلعه، بالای یک صخره‌ی سنگی است؛ اما برای گردشگران پله‌هایی سنگی تعبیه‌ شده است تا مسیر راحت‌تر شود. از پایین کوه تعجب مسافران شروع می‌شود، در هر چند قدم یک‌بار می‌توان صدای مردم را که با لحنی متعجب همراه است، شنید: «حسن صباح» چطور قلعه را آن بالا ساخته؟ چطور به بالای قلعه می‌رسیده؟ زمستان‌ها که همه‌جا برف بوده چه کار می‌کرده؟ چطور به اینجا می‌رسیده؟ و سوالاتی دیگر.

البته همه‌ی گردشگران نگاه مثبتی ندارند، خیلی‌ها هم وقتی به میانه‌های راه می‌رسند، خسته می‌شوند و غر زدن را شروع می‌کنند و همان‌طور که پله‌ها را بالا می‌روند، به حسن صباح که دژ را ساخته بدوبی‌راه می‌گویند! البته بیشتر این افراد وقتی به بالای دژ می‌رسند و کمی استراحت می‌کنند، نظرشان عوض می‌شود.

الموت هم دروازه‌قرآن دارد

بعد از یک پیچ که به پاگرد و استراحتگاه گردشگران تبدیل شده و چند پله‌ی دیگر، اولین ورودی قلعه نمایان می‌شود. همه با عبور از در چوبی به قلعه وارد می‌شوند. روی در ورودی قلعه، کلماتی نوشته شده و یکی از گردشگران از آن به‌عنوان دروازه‌قرآن یاد می‌کند.

در این‌جا پله‌ی اصلی قلعه و پله‌ی گردشگران، دو راه متفاوت را ساخته‌اند؛ اما در نهایت، به یک نقطه ختم می‌شوند.

تعداد زیادی از بازدیدکنندگان همان‌ ابتدای در ورودی، روی زمین یا سکوهایی که تعبیه شده‌اند، می‌نشینند تا استراحت کنند. تابلویی هم به معرفی حسن صباح پرداخته و از او به‌عنوان «خداوندگار الموت» نام برده است. البته توضیح نمی‌دهد که دژ در زمان هلاکوخان تسخیر و به آتش کشیده می‌شود، پس از آن هم مقبره‌ی حسن صباح که در همان نزدیکی بوده است، نابود می‌شود.

عکس از رضوان اناری

حالا بعد از استراحتی کوتاه، بیشتر گردشگرانی که نای راه رفتن نداشتند، سر حال آمده‌اند و دوربین‌های عکاسی‌شان را بیرون آورده‌اند تا از هم عکس یادگاری بگیرند. با توجه به ارتفاع زیاد و نمای زیبای بالای قلعه، بازار گرفتن عکس یادگاری داغ است و در برخی جاها که به اصطلاح نمای بهتری دارد خانواده‌ها به نوبت عکس می‌گیرند.

سرتاسر قلعه با سقف‌های برزنتی پوشانده شده و در برخی قسمت‌ها هم توضیحاتی داده شده است؛ اما ورود به قسمت‌های داخلی قلعه برای گردشگران ممنوع است. گردشگران از راهروهایی که اجازه دارند، عبور می‌کنند و از پشت فنس‌های حفاظتی به داخل قلعه نگاه می‌کنند.

گردشگرانی که وقت زیادی را صرف بالا آمدن از کوه کرده‌اند، در جاهای مختلف قلعه می‌نشینند و مدتی استراحت می‌کنند و از هوای خوب و منظره‌های جالب لذت می‌برند تا انرژی کافی برای برگشت داشته باشند؛ اما خیلی از آن‌ها انتقاداتی هم به مدیریت این قلعه تاریخی دارند، مانند این‌که چرا تله‌کابین یا سورتمه برای بالا بردن گردشگران وجود ندارد؟ چرا از این فضای زیبا و تاریخی برای جذب بیشتر گردشگر استفاده نمی‌شود؟ چرا به جای برزنت‌های زمخت، از شیشه‌های پلاستیکی مات برای حفاظت از بنای الموت استفاده نشده است؟ چرا ترافیک ورودی قلعه سامان‌دهی نمی‌شود؟ و خیلی چراهای دیگر که مسوولان میراث فرهنگی و گردشگری باید به آن‌ها پاسخ دهند.

گزارش از رضوان اناری، خبرنگار ایسنا


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : چهارشنبه 1392/06/13 | 12:9 | نویسنده : مرتضا وثوق |

صبح بخير بالاروچ


آن دور دست ها از پشت كوتي


زيباترين قبرستان دنيا


زوارك از بالاروچ


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : سه شنبه 1392/04/25 | 17:6 | نویسنده : مرتضا وثوق |



موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : سه شنبه 1392/04/25 | 16:6 | نویسنده : مرتضا وثوق |


تيرماه برفي الموت

براي مشاهده عكسهاي بيشتر و زيباتر به ادامه مطلب مراجعه نماييد.


موضوعات مرتبط: الموت

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه 1392/04/22 | 14:6 | نویسنده : مرتضا وثوق |


تكراريست قصه تلخ سكوت الموت

دوباره  به الموت رفتم به زادگاهم بالاروچ با همان ذوق و شوق كودكانه. با همان شور و عشق وصف نا پذير .

الموت بود مثل گذشته مثل لحظه هاي شاد كودكي. با همان شكوه و جبروت.

اما ما نبوديم. الموت تنها بود و بي وفايي فرزندان خام و در اشتباهش. خانه ها چندين برابر شده بودند و ساكنين ناپيدا.

                       

ديگر يك خانه پدري كاه گلي نبود كه صداي هم همه فرزندان و خانواده هايشان زنده بودن خود و سرزمينشان را فرياد زند. هر فرزندي خانه اي جداگانه براي خويش بنا كرده براي رفاه براي آرامش خودخواهانه، غافل از اينكه بندهاي خود بافته شهرنشينيشان هيچگاه رهايشان نخواهد كرد تا از 4ديواري اختياريشان استفاده كنند. روزها در زادگاهم قدم زدم بدنبال همدلي هم صحبتي،همولايتي اما دريغ از يك آشنا ، فقط صداي ساخت و ساز كوركورانه ساختمانها شنيده ميشد. حتي كودكان، ديگر مشغول بازي نبودند. نميدانم نام اين بيماري چيست اما هرچه هست سرطانيست كه از بي موالاتي طولاني مدت ما رشد نموده . چشم اندازهاي دور دست و وسيع ، پرچينهاي متواضع و دل گشاده، حال همه اش كوچه هاي تنگ و باريك شده بودند با ديوارهاي سنگي و توري هاي زندان هاي مخوف. گويي صدها سال كه اين ديوارها و توريها نبود همه به هم تجاوز ميكردند. نميدانم فراموش كرده اند پدرانشان شادتر و سرزنده تر از اينان بودند؟فراموش كرده اند درختان و باغهاي بي حصارشان پربارتر و پربركت تر از درختان دربند اينان بودند؟

به بار ننشستن درختان ميوه در اين سالها انديشه شما را تحريك نميكند؟ حال باز هم درختها و باغهاي بي حاصلتان را محصور كنيد با چنگ و دندان.

ديگر هيچ تنوري در روستاي ما گرم نميشود. ديگر حتي يك كاسه وشيرو ماست در كل روستا يافت نمي شود. قيمت يك كيلو شير گاو در آن روستاي پر آب و علف دوبرابر قيمت شير در شهر كويري مشهد است.

الموت و صفاي وصف ناپذيرش كه امروز اين كجراهان در پي مالكيتش هستند از خانه و باغ نبود كه با حرص به آن چنگ ميزنند. الموت و شبهاي الموت، الموت و صفاي الموت حاصل دامداري و كشاورزي و حضور گرم و صميمي و پرتلاش پدران و مادران ما بود. حاصل هم نشيني خاهروبرادرها در يك اتاق كوچك كاه گلي.حاصل همان احترام و مهمان نوازي بظاهر ساده لوحانه. حاصل ايستادگي در سرزمينمان. به شما قول ميدهم اگر ميلياردها تومان با تمام ذكاوتتان در شهرها بدست بياوريد نمي توانيد يك لحظه شادي و آرامش پدران تهيدستتان را خريداري كنيد.

پس اي زرنگهاي بازنده در كنار همه مدارج و داراييهايتان آگاه باشيد جلوي ضرر را هر زمان بگيريد منفعت است.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : دوشنبه 1392/04/17 | 11:14 | نویسنده : مرتضا وثوق |



8 عكس زيباي ديگر در ادامه مطلب، بي نصيب نمانيد :-)



موضوعات مرتبط: الموت

ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 1392/04/17 | 8:22 | نویسنده : مرتضا وثوق |



موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : دوشنبه 1392/04/17 | 8:0 | نویسنده : مرتضا وثوق |



3 عكس زيباي ديگر در ادامه مطلب، حتما مراجعه كنيد به ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: الموت

ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 1392/04/16 | 11:26 | نویسنده : مرتضا وثوق |
من رفتم...
می روم جایز نیست!
من رفتم!
من رفتم و حدیث گفتم:
چوپان به از گوسفند!
آزادی به از بند !
چه با لبخند چه بی لبخند
آزادی ، به از بند !
امروز از مشهد حركت مي كنم به سمت الموت، اين همه با رفتنا و عكساتون دل منو با 1300 كيلومتر فاصله از الموت سوزوندين. حالا نوبت منه بعد از دوسال از پشت اين تريبون دلتونو بسوزونم. :-)

موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : یکشنبه 1392/04/02 | 9:32 | نویسنده : مرتضا وثوق |



آن درخت گردوي عظيم امروز تكه كنده ايست كه تنها تاب تحمل بدن فرسوده

مادربزرگ را دارد

و درخت گيلاس خشكيده تكيه گاه لحظه هاي مرور خاطرات مادربزرگ و

همچنان تاب مي آورد تابي را كه چندين دهه بر شاخه هايش آويزان است

گويي خرسند است از شادي تاب بازي نسلهاي كودكان اين خانه 

و اجاقي كه سالهاست شعله ور است پابه پاي نفسهاي گرم مادربزرگ

هيزم ها نيز چون مادربزرگ سيه پوشندوسوزان

 در سوگ شاخه ها و برگها و ميوه هاي از دست رفته

كنده گردو،گيلاس خشكيده،انتظار تاب، آتش بي تاب و مادربزرگ

غمخوار باوفاي يكديگرند هر روز بر دامنه هاي الموت

(مرتضا )


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : پنجشنبه 1392/03/23 | 10:17 | نویسنده : مرتضا وثوق |

عجم:
منطقه الموت به استان مازندران متصل می شود
قزوین - خبرگزاری مهر: استاندار قزوین گفت: با اجرای طرح ملی جاده قزوین، الموت به تنکابن که از حمایت جدی دولت برخوردار است منطقه تاریخی الموت به استان مازندران متصل و گامی در مسیر توسعه و عمران کشور برداشته می شود.

به گزارش خبرنگار مهر، احمد عجم استاندارقزوين روز دوشنبه در بازديد از فاز دوم جاده قزوين، الموت، تنكابن گفت: اين پروژه تاثيرگذاري ملي دارد و از اهميت بالايي برخوردار است.

عجم كه به همراه معاونان استانداري قزوين و جمعي از مسئولان استان از اين پروژه بازديد مي كرد اظهارداشت: با احداث اين پروژه زمينه تسهيل در تردد خودروها از 10 استان مركزي و جنوبي به شمال كشور فراهم مي شود.

استاندار قزوين در ادامه با بيان اين كه راه يكي از مهمترين زيرساختهاي توسعه محسوب مي شود، تصريح كرد: اجراي پروژه قزوين، الموت به تنكابن از حمايت همه جانبه دولت برخوردار است.

وي صرفه جويي در هزينه منابع مالي و توجه به مسائل زيست محيطي و منابع طبيعي را از جمله اهداف مهم پيش بيني شده در اجراي اين پروژه دانست و افزود: با توجه به انتخاب قرارگاه خاتم الانبياء به عنوان پيمانكار و حمايت و همكاري هرچه بيشتر مسئولان استاني در جهت تسريع در اجراي اين پروژه اميدواريم هر چه سريعتر با تکمیل طرح زمينه خدمت رساني به مردم منطقه فراهم شود.

نماینده عالی دولت در استان قزوین همچنین یادآورشد: همزمان با اجرای این پروژه، با هماهنگی های صورت گرفته با پیمانکار مجموعه، ساماندهی راههای روستایی اطراف و متصل به مسیر اصلی نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت.

وی در ادامه از تشکیل شورایی ویژه به منظور پیگیری مسایل مربوط به این پروژه در استان به ریاست معاون عمرانی استانداری خبر داد و گفت: مدیران ادارات کل راه و شهرسازی، محیط زیست، منابع طبیعی، جهاد کشاورزی از جمله اعضای این شورا خواهند بود.

استاندار قزوين همچنين از همكاري مسئولان كشوري در جهت تامين اعتبار و آغاز عمليات فاز دوم جاده قزوين، الموت به تنكابن قدرداني كرد.
 
احمد عجم در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به دریافت مصوبه دولت در خصوص اجراي جاده قزوين، الموت، كلاچاي افزود: با اجراي اين پروژه منطقه الموت استان قزوين در آينده از طرق راههاي اصلي به استانهاي گيلان و مازندران متصل خواهد شد.

نادري معاون برنامه ريزي استانداري قزوين هم در اين بازديد گفت: با پيگيري هاي صورت گرفته براي اجراي اين پروژه از محل واگذاري سهام فولاد خوزستان و اجراي اصل 44 قانون اساسي 450 ميليارد تومان تامين اعتبار شده است.

محمد نادر محمدزاده مديركل راه و شهرسازي قزوين هم گفت: فاز دوم جاده قزوين، الموت، تنكابن به طول نزديك به 86 كيلومتر حدفاصل روستاي شهرك الموت تا كمربندي تنكابن اجرا مي شود.

محمدزاده افزود: 54 كيلومتر از اين پروژه با انتخاب پيمانكار در دست اجراست و 32 كيلومتر باقي مانده تا شهرستان تنكابن، مسير موجود بهسازي و تعريض خواهد شد.

مديركل راه و شهرسازي قزوين با اشاره به اينكه بزرگترين تونل كشور در مسير راههاي اصلي در اين پروژه به طول  چهار هزارو 300 متر احداث خواهد شد خاطرنشان كرد: در مجموع در طول مسير فاز دوم جاده قزوين، الموت، تنكابن 11 كيلومتر تونل احداث خواهد شد.

وي افزود: همچنين در اجراي اين پروژه چهار دستگاه پل بزرگ به طول 800 متر با دهانه 20 تا 60 متر ساخته مي شود.  

مدير كل راه و شهرسازي قزوين در ادامه با اشاره به مزاياي اجراي اين طرح گفت: با احداث اين پروژه مسير استانهاي جنوبي و مركزي از قزوين به شمال كشور با 180 كيلومتر كاهش به  148 كيلومتر مي رسد.

محمدزاده چهار ميليون ليتر كاهش مصرف سوخت در سال، پيش بيني جابه جايي سه ميليون مسافر در سال، بهره برداري، تسهيل در بهره برداري از معادن طول مسير، رونق كشاورزي و آبزي پروري و توسعه گردشگري منطقه الموت و منطقه سه هزار تنكابن را از ديگر  مزاياي اجراي اين پروژه دانست و افزود: با ساخت اين جاده بار ترافيكي محورهاي موازي در استانهاي تهران و البرز به شمال كشور و مسير كناره درياي خزر به طور چشمگيري كاهش خواهد يافت.

جعفر قزوينيان مدير ساخت و توسعه راههاي اداره كل راه و شهرسازي قزوين هم ضمن تشريح ابعاد فني تونل كيلومتر 87  اين مسير گفت: با احداث اين تونل ضمن كاهش مسير و حذف گردنه كوههاي صعب العبور البرز، ارتفاع اين جاده از  حدود سه هزارو  100 متر به حداكثر دو هزارو 400 متر كاهش مي يابد.

مدير ساخت و توسعه راههاي اداره كل راه و شهرسازي قزوين در ادامه در خصوص  فاز اول اين پروژه هم گفت: فاز نخست جاده قزوين، الموت به تنكابن حدفاصل روستاي حصار خروان در كمربندي آزاد راه قزوين به كرج تا روستاي شهرك الموت به طول 62 كيبلومتر هم اكنون بيش از 60 درصد پيشرفت دارد.

به گفته قزوينيان، جاده قزوين، الموت، تنكابن با مشخصات راه اصلي با عرض 11 متر، طبق برنامه زمانبندي بايد تا سه سال آينده به بهره برداري برسد.

فاز دوم جاده قزوين، الموت، تنكابن ، فرورودين ماه امسال با حضور رئيس جمهور كلنگ زني شد و ساخت این محور به طول 148 کیلومتر از برکات سفر مقام معظم رهبری به استان قزوین به شمار می رود.
 


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : سه شنبه 1392/03/21 | 11:35 | نویسنده : مرتضا وثوق |
نشاء برنج در شالیزارهای الموت
قزوین - خبرگزاری مهر : نشاء برنج در شالیزارهای الموت غربی در استان قزوین آغاز شد. عکس / امین رحمانی

موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : سه شنبه 1392/03/21 | 11:29 | نویسنده : مرتضا وثوق |

 

قديما كه تو الموت ماشين كم رفت و آمد ميكرد، وقتي بعد از چند روز يا چند هفته 1 ماشين ميومد تو روستا بوي اگزوزش يا بوي بنزين خامي كه از باك و كاربراتور فرسودشون با هواي پر اكسيژن الموت قاطي ميشد و به مشام ميرسيد اونقدر لذت بخش بود كه نگو و نپرس. بويي كه تو شهر همه ازش متنفر و خسته شده بودن.

مثه بو كردن قهوه تو ادكلن فروشيها مي موند.

انگار مي خواست حس شامه تو ريست كنه تا هواي بي نظير الموت واست عادت نشه.

يادمه حتي نصفه شب وقتي يك ماشين به روستا نزديك ميشد از صداي غريبش كه تو سكوت شب تو دره هاي عميق الموت مي پيچيد بيشتر مردم متوجه ميشدن و پاميشدن ميومدن وسط محل كه ببينن كي اومده؟ چي شده؟اگه مهمونه ببرنش خونه اگه كار داره كمكش كنن. يادش بخير سنسوراي آدما حساس بود و همديگرو ميديدنو ميشنيدن حتي تو خواب.

ماشين و رانندش حكايت عجيب و زيبايي داشت تو الموت و راننده ها احترام خاصي داشتنو عزيز بودن.

كاش تكنولوژي همون حد خودشو رعايت مي كرد.

تا رومون تو روي هم باز نميشد. اينطوري هم اون دوست داشتني بود هم الموت.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : دوشنبه 1392/03/20 | 13:50 | نویسنده : مرتضا وثوق |


قابل توجه کلیه وبلاگها و سایتهای الموت

از همه عزیزانی که لینک وبلاگ قشنگشون داخل پیوندهای وبلاگ شبهای الموت تا کنون قرار نگرفته است استدعا دارم حتما به اینجانب یادآوری فرمایند تا اینکار را انجام دهم. و ضمن عذرخواهی از دوستانی که قبلا به بنده یادآوری کرده بودند اما به هر نحوی فراموش شده و از قلم افتاده اند، خواهشمندم یکبار دیگر لطف نموده و یادآوری نمایند.

وجود لینک تک تک روستاهای زیبای الموت افتخاریست وصف ناپذیر برای من و شبهای الموت.

منتظر لطفتون هستم.



موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : پنجشنبه 1391/07/13 | 9:7 | نویسنده : مرتضا وثوق |


الموت-بالاروچ
دنیای جدیدمان را بر روی مخروبه هایشان ساختیم، بی آنکه از نردبانی که برایمان گذاشته بودند استفاده کنیم.
پدربزرگها این روزها جای حضور باصفایتان خالیست...

الموت-بالاروچ
چشمه بالاروچ-چشمه ای که صدها سال شاهد و باعث رابطه اجتماعی مردم روستا بود. جمعیتی که هر روز برای ظرف و لباس شستن برای پشم شستن و برای آب برداشتن ساعتها کنار هم به گفتگو می نشستند. اما از زمانی که سیمانی شد از وقتی که لوله کشی شد و از وقتی که مرفه شدیم دیگر سلام هم برایمان قیمتی دارد که سعی به صرفه جویی آن داریم

الموت-بالاروچ
منزل مرحوم رجب بابایی-یادش بخیر چه خونه باصفایی بود-پر از زندگی- پر از جنب و جوش-این منزل در مرکز روستای بالاروچ قرار دارد و همیشه درش باز بود بروی مهمانان-این روزها سکوتش برای هر بالاروچی قابل لمس است-هیچکس فراموش نخواهد کرد شادیهای وصف ناپذیری که این خانواده مهربان به مهمانانشان هدیه میکردند

شبهای بالاروچ

نمای کم نظیری از روستای آتان


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : دوشنبه 1391/07/10 | 14:27 | نویسنده : مرتضا وثوق |

خیلی دردناک بود وقتی شنیدم مقدار خرده های پلاستیک در دریاهای دنیا بیشتر از مقدار پلانگتونها شده است. وقتی دیدم روز بروز پرنده های بیشتری در اثر وجود پلاستیک در دستگاه گوارشی شان میمیرند و ....

متاسفانه الموت با تمام زیباییهایش مکانهایی دارد که مملو از زباله است. زباله ای که به ناچار در سرتاسر دنیا در حال تولید و ازدیاد است. و مردم طبق عادت گذشته زباله ها را در دره های عمیق تخلیه میکنند. اما امروز تفاوتی حس میشود. در گذشته این روش دفع زباله مشکل ساز نبود و هیچ صدمه ای به محیط زیست نمی زد بلکه برای طبیعت مفید هم بود. زباله ها در کمتر از یکسال از بین می رفتند و به چرخه طبیعت باز می گشتند. اما امروز پلاستیکها و مواد غیر قابل تجزیه ساخت بشر به قدری در زندگی شهری و روستایی ما رواج یافته اند که متاسفانه بیشتر زباله هایمان مملو از این مواد هستند. دیگر محل تخلیه زباله ها در الموت بعد از زمستان پاک و پاکیزه نیست و کوه ها و دره ها پر می شود از تکه های پلاستیک. بالاروچ نیز دره ای دارد که از قدیم زباله ها را آنجا میریختند اما امروز چهره نازیبایی بوجود آورده است. هر چند در سالهای اخیر سبدهای فلزی برای نگهداری زباله قراردادند و ماشین حمل زباله ای برای اینکار در نظر گرفته شد. اما این ماشین بسیار نامنظم و دیر به دیر برای تخلیه زباله ها مراجعه میکند و زباله ها در داخل سبدها می مانند و بو میگیرند و باعث تجمع حشرات می شوند و در نتیجه مردم دوباره به پرتاب زباله هایشان در دره روی آوردند.


اهالی محترم الموت، فرزندان پاک و فهیم الموت، دوستداران الموت، رهگذران الموت، مسئولین محترم یادمان باشد این مسئله مسئله کوچک و عادی ای نیست.هیولایی وحشتناک است که به راحتی و به سرعت میتواند این سرزمین بکر و زیبا را به جهنمی تبدیل کند. فاجعه ای بزرگ در راه است بسیار بزرگ تر از دغدغه های پولی زندگیمان ، اگر کاری نکنیم. لذا از همه شما عزیزان استدعا دارم ضمن اطلاع رسانی و فرهنگ سازی در هر فرصتی خود نیز کوچکترین توانمان را در این راه بکار ببریم و چاره ای بیاندیشیم تا سرزمینمان که تقریبا آخرین مناطق بکر ایران است به حال و روز نمونه های روستاهای از بین رفته شمال و دیگر مناطق دچار نشود.

زباله های بازیافت نشدنیمان را هر چند با زحمت با خود به شهر بازگردانیم. و از آن بهتر در هنگام طبیعت گردی پلاستیکهای رها شده در طبیعت را جمع آوری کنیم. یقین داشته باشید امروز کاری از این مقدس تر و واجب تر نیست.



موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : یکشنبه 1391/07/09 | 10:18 | نویسنده : مرتضا وثوق |
 

 
سهل انگاری علت اصلی آتش سوزیهای اخیر در مراتع الموت است
قزوین- خبرگزاری مهر: مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان قزوین گفت: آتش سوزیهای اخیر در عرصه های طبیعی استان ناشی از بی مبالاتی و سهل انگاری در مراتع استان است.

هاشم گودرزوند چگینی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهارداشت: این حوادث در سال جاری موجب بروزحریق در دو نوبت در سطح یک هزارو400 هکتاراز مراتع این استان در منطقه رودبار الموت و منطقه حفاظت شده باشگل شده است.

وی افزود: با دریافت گزارش مردمی مبنی بر وقوع حریق در ارتفاعات این مناطق اکیپ های اطفاء حریق به منطقه اعزام و موفق به مهار آتش شدند.

چگینی بیان کرد: در بررسی ها مشخص شد آتش زدن بقایای محصولات کشاورزی و گسترش این حریق و نفوذ آن به عرصه های ملی منجر به آتش سوزی در بخش وسیعی از منطقه شده است که با تلاش نیروهای اعزامی اداره کل و اداره منابع طبیعی و کمک دهیاری و مردم محلی طی دو مرحله حریق های یاد شده به طور کامل خاموش شد.

مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان قزوین تصریح کرد: گرمای شدید هوا در مرداد ماه سال جاری و کم شدن رطوبت درعرصه های طبیعی به دلیل عدم بارندگی موجب شده که عرصه های مرتعی به کانون های پر خطری تبدیل شوند که کمترین سهل انگاری در آنها منجر به خسارات سنگین می شود.

به گفته وی در طول سال و به ویژه ایام تابستان نیروهای یگان حفاظت این اداره کل در سطح استان در آماده باش کامل به سر می برند و در صورت بروز حوادث به منطقه حضور پیدا خواهند کرد.

چگینی درپایان همچنین از تمامی افراد حاضر درعرصه های منابع طبیعی خواست تا با احساس مسئولیت بیشتر، اصول ایمنی در منطقه را رعایت کنند.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : شنبه 1391/07/08 | 11:7 | نویسنده : مرتضا وثوق |
 

 

موافقت‌نامه تأسيس منطقه نمونه گردشگري کامان و زرشک در اراضي کوهستانی شمال قزوین صادر شد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، به نقل از روابط عمومی سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌ دستي و گردشگري استان قزوين "نادر محمدي" با اعلام اين خبر افزود: منطقه نمونه گردشگری کامان و زرشک با چشم‌انداز زیبای کوهستانی واقع در شمال قزوین در محور قزوين - الموت و آبگرم یله‌گنبد در10 کیلومتری جاده قزوین - رشت از جمله مناطق نمونه گردشگری مصوب شده در دور اول سفر رياست محترم جمهوري به استان است که در حال حاضر موافقت‌نامه تأسيس آن به امضاي مديرکل ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري استان رسيده است.

معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري قزوين با اشاره به روند طی شده برای صدورموافقت‌نامه اظهاركرد: بعد ازصدور موافقت‌نامه تأسیس، سرمايه‌گذار مکلف است از طريق تعيين مهندس مشاور ذي صلاح ظرف مدت شش ماه طرح جامع منطقه نمونه گردشگري منطقه مذکور را تهيه و به معاونت سرمايه‌گذاري و طرح‌هاي استان جهت بررسي و تصويب طرح جامع ارائه كند.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : شنبه 1391/07/08 | 10:45 | نویسنده : مرتضا وثوق |
 

 

صعود کارکنان سپاه البرز به ارتفاعات الموت
 

خبرگزاری فارس: کارکنان سپاه شهرستان البرز به مناسبت هفته دفاع مقدس به ارتفاعات 3 هزار و 500 متری کوه‌های الموت شرقی صعود کردند.

به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان البرز، کارکنان سپاه شهرستان البرز به مناسبت هفته دفاع مقدس به ارتفاعات 3 هزار و 500 متری کوه‌های الموت شرقی صعود کردند.

فرمانده سپاه شهرستان البرز در خصوص این کوهپیمایی اظهار کرد: بیش از 50 نفر از پایوران کادر سپاه شهرستان البرز در یک اردوی دو روزه با طی مسافتی حدود 20 کیلومتر به قله‌های ارتفاعات 3 هزار و 500 متری کوه‌های الموت شرقی صعود کردند.

داود بهرامی با اشاره به اهداف این کوهپیمایی تصریح کرد: این کوهپیمایی با هدف حفظ آمادگی رزم نیروهای کادر سپاه شهرستان البرز و تقویت روحیه دفاعی در میان آنان برگزار شده است.

فرمانده سپاه شهرستان البرز خاطرنشان کرد: در راستای ارتقای روحیه دفاعی و آمادگی رزم نیروهای کادر شهرستان البرز، قصد داریم هر ماه اردوهایی همراه با پیاده‌روی مسافت‌هایی با برد بالا را برگزار کنیم.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : شنبه 1391/07/08 | 10:40 | نویسنده : مرتضا وثوق |
 

 

خبرگزاری فارس: مدیرکل محیط زیست استان قزوین گفت: 2 بهله پرنده شکاری سارگپه در ارتفاعات منطقه شکار و تیراندازی ممنوع الموت غربی رهاسازی شدند.

به گزارش خبرگزاری فارس از قزوین به نقل از روابط عمومی اداره کل حفاظت محیط زیست استان قزوین، علی‌ آقافرهادی اظهار کرد: این دو پرنده به دلیل آسیب‌دیدگی در طبیعت توسط علاقه‌مندان به محیط زیست به اداره کل حفاظت محیط زیست استان قزوین تحویل داده شده بودند که پس از انجام عملیات احیا و درمان آماده رهاسازی شدند.

وی تصریح کرد: پرندگان شکاری سارگپه بعد از چند ماه اسارت پرواز باشکوهی در زیستگاه اصلی‌شان (منطقه کوهستانی) به نمایش گذاشتند.

مدیرکل محیط زیست استان قزوین از تمامی علاقه‌مندان به محیط زیست و طبیعت درخواست کرد: در صورت مشاهده وحوش و پرندگانی که در طبیعت آسیب دیده‌اند، مراتب را در اسرع وقت به اداره کل یا ادارات و واحدهای تابعه محیط زیست این استان اطلاع دهند تا نسبت به درمان و احیای این گونه‌ها اقدام لازم صورت گیرد.

آقافرهادی بیان کرد: سارگپه‌ها از راسته شاهین‌سانان و تیره‌قوشیان است، تأثیر زیادی در کنترل جوندگان در مزارع و باغات کشاورزی دارند که در سال‌های اخیر افزایش دکل‌ها و سیم‌های برق صدمات زیادی به این پرنده که در حال پرواز و تعقیب طعمه بوده، زده است به طوری که سالانه شاهد تعداد زیادی از پرندگان این تیره که دچار شکستگی بال و پا شده‌اند، هستیم.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : شنبه 1391/07/08 | 10:37 | نویسنده : مرتضا وثوق |



عکس از آقای احمد میرزایی جولادی

مدتها بود دوست داشتم درباره این سنگ مطلبی بنویسم. سنگی که قدیمها روی هر پشت بامی در الموت حضور داشت و همیشه برای من در دوران کودکی یک سنگ عجیب و پر از سئوال بود. بعدها فهمیدم این سنگ را هنگام باران که پشت بامهای گلی خیس می شوند روی بام می غلتانند تا گلهای پوکیده فشرده شوند و بهم بچسبند و بدینوسیله پشت بام سفت شود و جلوی نفوذ آب را بگیرند. امروز دیگر اثری از این سنگها نیست و پشت بامها همه شیروانی شده اند. خیلی خوشحالم که از این سنگ پرخاطره تصویری در وبلاگ زیبای جولادک یافتم . از روش ساخت و گرد کردن این سنگ خبری ندارم و از دوستانی که اطلاعی دارند خواهشمندم زحمت توضیحاتش را بکشند.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : چهارشنبه 1391/07/05 | 9:46 | نویسنده : مرتضا وثوق |

شناسنامه ام مال تو، تویی که از هویتت گریزانی

این روزها دلم بدرد آمده است از دوستی که خواستار حذف عکس های مادربزرگ شده است. و بسیار بیشتر از او که، از به تن نداشتن لباس رسمی مادربزرگ در عکسها ناراحت است، ناراحت شدم، از افکار اشتباه او. از فرار همیشگی اش از هویتش. از پنهان کردن خانواده و گذشته اش. و از همه بدتر تحمیل این افکار به دیگران با رنگ و لعابی بیهوده و پوچ.

همیشه یکی از ناراحتیهای زندگی ام این بود که چرا منی که در روستای بالاروچ الموت بدنیا آمده ام ، شناسنامه ام را از تهران گرفته اند؟ و آرزوی همیشگی ام این بود که نام الموت در شناسنامه ام ثبت می شد و حتی مدتی تصمیم برآن داشتم به آخر فامیلم الموتی اضافه کنم. اما گاهی میبینم عده ای شرمگینند از اصالت روستاییشان و شناسنامه شان را در صندوق پنهان کرده اند. کاش می شد دوست عزیز شناسنامه هایمان را با هم عوض میکردیم. البته بهتر آن بود که کاش همه ما به ریشه هایمان و به زادگاهمان عشق میورزیدیم . آیا وقت آن نرسیده که پس از یک عمر برای حرف و چشم دیگران زندگی کردن کمی حسابرسی کنیم برآیند تظاهرهایمان را ؟ برآیند کلاس گذاشتنهایمان را؟ چقدر زیباست این جمله :  وقتی اورجینال به دنیا اومدی... حیفه کپی از دنیا بری ....خودت باش.
                       

کمی با خود بیاندیشیم ، مردم ، فامیل و دوستان با ما راحت ترند و رفت و آمد میکنند یا با انسانهای ساده و بی آلایش ؟

چرا مردم روستا و مادربزرگها برای همه دوست داشتنیند؟ چون مقابل آنها راحتیم ، معذب نیستیم. خود را چیز دیگری جز خودشان جا نمیزنند و از ما نیز چنین انتظاری ندارند.

 افتخار رفتن به کشورهای غربی ، افتخار نصف کردن یک لوبیا با چاقو و چنگال بر روی میزهای مجلل غذا خوریمان، افتخار هزینه هایی که برای ظاهرمان میکنیم را داریم اما با خود نمی اندیشیم چرا خانواده من در کل دوران پر افتخار و با کلاس من کمتر از تعداد انگشتان دست به منزل ما آمده اند و چه بسیار مشتاقانه سالی چند بار به روستاها می روند و در کنار همان لباس گل گلی به تنها آرام میگیرند و شادی میکنند؟ این افتخار نیست که فرزندان شما تا چندی پیش ریشه و ابا اجداد خود را نمی شناختند، این انتهای بی هویتی است.

                          عکس از حمید محمدی وبلاگ روستای کوشک

هیچ افتخاری برای من بالاتر ازاین نیست که در روستا بدنیا آمده ام و مادربزرگم در روستا زندگی میکند . مادربزرگی که خواندن و نوشتن نمی داند اما درایت و اراده و معلوماتش خیلی بیشتر از مدرک بدستان امروزیست. من افتخار میکنم مادربزرگم در سن 85 سالگی هر روز ورزش میکند، منظم و مستمر و همیشه لباسها و خانه اش تمیز و مرتب است، اما به سبک روستایی. افتخار میکنم مادربزرگم یک روستایی یک رو یک رنگ است و یک عمر بی نیاز از همه روی پاهایش ایستاده است.

                عکس از حمید محمدی وبلاگ روستای کوشک

شما چه میدانید زیر لباسهای شاد و رنگارنگ دهاتی چه دنیاهای زیبا و دوست داشتنی وجود دارد. دنیاهایی بسیار زیباتر از دنیاهای پنهان شده در زیر لباسها و ادکلنهای مارکدار. چه بسیار انسانهای بزرگواری که من شخصا کشف کردم در لباسهای کارگری، لباسهای دهاتی و در کنار بوی عرق زحمتکشیشان. و هیچگاه لحظه ای با آنها بودن را به دنیای تظاهر و نان به هم قرض دهی، با کلاسهای امروزی نمیدهم.

دلم را بدرد آوردی آشنا، آنقدر که قادرم کتابی برایت بنویسم از قیاس زندگی تو با روستاییان. انسانیت آن نقابی نیست که سالهاست با خون دل خوردن به صورتتان حفظ میکنید. انسانیت را در تعداد کسانی که با شما درد دل میکنند و رفت و آمد میکنند باید بجویید. یا لااقل اگر نمی توانید از این بازار مکاره رهایی یابید به دنیای زیبا و آرام آنان که به هویتشان افتخار میکنند دخالت نکنید.

                 عکس از حمید محمدی وبلاگ روستای کوشک

چه لذتی میبرم ، وقتی میبینم مشاور رئیس جمهور لباس روستایی میپوشد و به پدر کلاه نمدی اش کمک میکند تا علوفه ها را پشت الاغ بگذارد.وقتی یوسف علیخانی در پاسخ به کسانی که دلیل جذاب بودن کتابهایش را میپرسند، میگوید : من از پشت کوه آمده ام و آنجا چیزهاییست که شما تهرانیها از آن بیخبرید و برایتان جذاب است. وقتی دوست خوبم دکتر محمد عسگری با افتخار از سرزمین مادریش مینویسد و برای زنده نگاه داشتن زبان الموتی سالها وقت میگذارد. وقتی منصور غلامی وناشی بر فراز بلند ترین قله های دنیا اولین پیامش به مردم این است که اصالت خودتان را فراموش نکنید و شعر زیبای الموتی گپ یادت نشو را می خواند.

کجایی ای آشنا ؟ تا ببینی که چه بزرگانی با افتخار از روستاهایشان و پدر و مادر های روستاییشان صحبت میکنند. با اعتماد به نفس و مغرور.

کاملا در اشتباهید که فکر میکنید عکسهای پدر و مادرتان و خانواده تان حتما باید با کت و شلوار و کت و دامن باشد. هیچ ابلهی تا کنون با این لباسها در روستا زندگی نکرده است ، حتی خان ها و ارباب ها. بلکه برتری لباس روستاییان به لباسهای ما رنگهای شاد و راحت بودن لباسهاست. آنها برای دلشان زندگی میکنند نه برای چشم دیگران.

از کودکی پدر و مادرمان را تنها می گذاریم و بدنبال سراب با کلاس بودن می رویم. نه از لحاظ مالی و نه عاطفی هیچگاه در کنارشان نبوده ایم. اکنون هم میخواهیم از زندگیمان سانسورشان کنیم.تحریفشان کنیم و دیگران را نیز به این امر وادار کنیم.

آیا مطالعه نکرده ای دست یافته های جدید محققان را در رابطه با تاثیر گذاری چشم اندازهای دور در طبیعت بر شخصیت و رفتار کودکان؟ آیا کودکان ما به جز دیوار و ماشین چشم انداز دیگری دارند؟ روستایی بودن افتخار و نعمتی است که اگر علم و اندیشه داشته باشیم خیلی با کلاس تر از افتخاراتی چون آدیداس و مک دونالد و ... است. کودک روستایی دره های عمیق را لمس میکند، کوههای مرتفع ، زندگی حیوانات و مردن و بدینا آمدن آنها را، رشد و نمو گیاهان و ... همه اینها را میبیند و لمس میکند و در نهایت با شخصیتی محکم و پربار و مملو از تجربه ، بسیار پخته تر و هوشمند تر از بچه های شهر ، وارد اجتماع می شوند. سالمتر از نظر جسم و روح. مثل اکثر دوستان الموتی من که در این دنیای مجازی میتوانید درک و شعور و افتخاراتشان راببینید.

در پایان ضمن عذرخواهی از شما آشنای عزیز باید بگویم با تمام ارزشی که برای شما قائلم نمی توانم عکسهای مادربزرگ عزیزم را حذف کنم چون او را می پرستم با همین لباسها و روستایی بودنش، بیشتر از همه مادربزرگهای شهری و کت دامن پوش. اما شما اگر تلنگری به افکارتان وارد نشد. لطفا فقط در محیط شخصی خودتان به سانسور اطرافیانتان ادامه دهید.

پیشنهاد میکنم حتما قسمت نظرات این مطلب را هم مطالعه بفرمایید، زیرا دوستان

مطالبی زیباتر و کاملتر از مطلب من مرقوم نموده اند که بسیار قابل تامل است.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : دوشنبه 1391/07/03 | 10:59 | نویسنده : مرتضا وثوق |

قزوین - خبرگزاری مهر:

جانشین رئیس پلیس راه استان قزوین گفت: 

پنجشنبه 91/06/16 یک دستگاه سواری پیکان با چهار سرنشین در جاده الموت غربی از مسیر اصلی منحرف و به دره سقوط کرد که بر اثر آن تمامی سرنشینان خودرو مجروح و به مراکز درمانی منتقل که یکی از آنان بر اثر شدت جراحات در بیمارستان جان سپرد.
 
وی بیان کرد: پلیس علت وقوع این سانحه را نیز بی احتیاطی راننده پیکان در توجه نکردن به جلو حین رانندگی اعلام کرد.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : یکشنبه 1391/06/19 | 11:31 | نویسنده : مرتضا وثوق |

نماینده مردم قزوین در مجلس شورای اسلامی یادآورشد: در ساخت سدهای کوچک و بزرگ کمی از دیگر مناطق عقب هستیم که این موضوع باید جبران شود و انتقال آب الموت رود با ظرفیت 700 میلیون مترمکعب حجم زیادی از آب را وارد استان خواهد کرد که باید پیگیری و اجرایی شود.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : یکشنبه 1391/06/19 | 11:22 | نویسنده : مرتضا وثوق |

مديرعامل شركت آب منطقه‌اي تهران با اشاره به انتقال آب از البرز شمالي و البرز جنوبي به تهران به خبرنگار ايسنا گفت: با تخصيص اعتبار به طرح، پروژه قطعي مي‌شود. با اجراي طرح 180 ميليون متر مكعب از سرشاخه‌هاي چالوس و سردآب رود مي‌توان آب را منتقل كرد.

ارتقايي در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا مبني بر چگونگي انتقال آب به تهران گفت: 130 ميليون متر مكعب آب را از ارتفاعات رودخانه 3000 به الموت و از الموت به طالقان و از طالقان به كرج منتقل مي‌كنيم.

وي افزود: جمعا ظرفيت انتقال آب اين پروژه به صورت ثقلي 320 ميليون متر مكعب آب است و درصورتي كه بخواهيم آب را با استفاده از ايستگاه‌هاي پمپاژ انتقال دهيم و ظرفيت انتقال بيش از 500 ميليون متر مكعب آب وجود دارد كه فعلا برنامه‌ريزي ما براي انتقال آب به صورت ثقلي است و اين آب براي آب شرب قزوين، پرند، هشتگرد، كرج و تهران پيش بيني شده است.

مدير عامل شركت آب منطقه‌اي تهران با بيان اين‌كه طرح در مرحله شناخت اوليه است و پس از تخصيص اعتبار مراحل بعدي از جمله مرحله مطالعاتي آغاز مي شود گفت:‌ كيفيت آب در نظر گرفته شده براي انتقال بسيار مناسب و قيمت تمام شده آن نيز ارزان است.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : چهارشنبه 1391/06/15 | 16:30 | نویسنده : مرتضا وثوق |

منوچهر حبیبی معاونت عمرانی استانداری قزوین در گفت‌وگو با خبرنگار برنا منطقه الموت را یک قابلیت مهم برای استان دانست و گفت: مبحث راه یكی از اساسی‌ترین نیازهای منطقه است و همچنین زیربنای توسعه محسوب می‌شود، لذا همت همه مسوولان مرتبط در این راستا براین بوده است كه الموت از این بن بست خارج شده و به ظرفیت‌های اصلی و بالقوه خود برسد.


حبیبی در مورد گازكشی به منطقه هم گفت: بازدیدها به‌صورت هفتگی است و با توجه به صعب العبور بودن برخی از نقاط، فعالیت‌ها در سه محور در حال انجام است.

وی افزود: هزینه انجام پروژه ها در الموت بیش از 2 برابر سایر مناطق استان است، ولی عزم جدی مسوولان استان براین است كه این پروژه‌ها هرچه سریعتر به سرانجام برسد.

معاون عمرانی استانداری قزوین در پایان تصریح كرد: ما می‌توانیم ادعا كنیم كه دولت در حال حاضر از نیازهای مردم پیشی گرفته است و هم اكنون در الموت 500 پروژه در حال اجراست كه با اتمام آنها شاهد رشد و شكوفایی بیشتر منطقه خواهیم بود.
موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : چهارشنبه 1391/06/15 | 16:20 | نویسنده : مرتضا وثوق |

کشف 150 قطعه اشیاء عتیقه در قزوین
 
سرهنگ طاهرخانی در ادامه با اشاره به کشف مجموعه ای از اشیاء عتیقه با ارزش توسط سپاه استان گفت: در یک سلسله عملیات سربازان گمنام حریم ولایت در سپاه صاحب الامر(عج) با ارزش ترین و کم نظیر ترین مجموعه اشیاء عتیقه قاچاق در استان کشف و ضبط شد.
 
این مسئول یادآورشد: با توجه به نظر کارشناسان خبره میراث فرهنگی این مجموعه بی نظیر تاریخی متعلق به سه هزار و 500 سال قبل و یک هزار و 500 سال قبل از میلاد مسیح است و ارزش واقعی هنوز قابل برآورد شدن نیست.
 
سرهنگ طاهرخانی اظهارداشت: این اشیاء به احتمال زیاد در منطقه الموت قزوین با حفاری قاچاقچیان از زیر خاک بیرون آورده شده و آماده انتقال به خارج از کشور بود که کشف و ضبط شد.
 
   
 
وی گفت: در این مجموعه ارزشمند اشیایی مانند انگشتر، زیورآلات زنانه، نیزه و چنگک کشاورزی، پیکان فلزی و مفروغی، سینی سفالی، عودسوز دیده می شود که ظروف سفالی آن آئینی است که نشان می دهد این اشیاء در آئین مذهبی و تشریفاتی سران قبایل استفاده می شده که شاید بخشی از آن با سران قبایل دفن شده است.
 
معاون هماهنگ کننده سپاه صاحب الامر(عج) استان قزوین یادآورشد:‌ این مجموعه عتیقه قاچاق برای بازگشت به موزه اشیاء تاریخی در اختیار میراث فرهنگی کشور قرار خواهد گرفت.
 
سرهنگ طاهرخانی تصریح کرد: با هماهنگی دستگاه قضایی قاچاقچیان دستگیر شده در اختیار این نهاد قرار گرفته اند و تحقیقات بیشتر در این زمینه همچنان ادامه دارد.
 
این مسئول اظهارداشت: سپاه پاسداران در کنار وظایف مهم خود در امور سیاسی، مقابله با تهدید سخت و نرم دشمنان و جهاد فرهنگی برای صیانت از میراث فرهنگی کشور با جدیت تلاش خواهد کرد.
 
   
 
150 قطعه اشیاء تاریخی متعلق به سه هزار و 500 سال قبل و یک هزار و 500 سال قبل از میلاد مسیح متعلق به عصر آهن بزودی در اختیار میراث فرهنگی کشور قرار خواهد گرفت.

شبهای الموت : ولی اون چیزی که مردم روستای بالاروچ الموت 2سال پیش شاهدش بودند. حفاری مشکوک و مخفیانه سربازهای گمنام امام زمان در یکی از باغهای مقدس بالاروچ بود. که خبرش حتی از صدای آمریکا نیز پخش شد. حالا فکر کنم معاملشون نشده یا بعد از معامله کشفش کردن. خدا میدونه . گمنامن دیگه بنده های خدا


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : چهارشنبه 1391/06/15 | 15:41 | نویسنده : مرتضا وثوق |



قزوین- خبرگزاری مهر:


  کلنگ طرح توسعه باغات در 700 هکتار از اراضی شیب دار رودبار الموت غربی به زمین زده شد.

محمد رضا صفری رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان قزوین در مراسم افتتاح این طرحها گفت: یکی از مصوبات سفر هیئت دولت توسعه باغات در اراضی شیب دار است که در منطقه الموت کار مطالعات این طرح تکمیل شده و با تامین آب مورد نیاز و اعتبار به مرحله اجرا درآمده و مشاوران و پیمانکاران فعالیت خود را آغاز کرده اند.

وی افزود: امیدواریم در یکی دوسال آینده این طرح در سطح پنج هزار هکتار از باغات احداث شود.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : چهارشنبه 1391/06/15 | 15:10 | نویسنده : مرتضا وثوق |

سلام دوستان گل

این روزها وصف زیبایی الموت و حس میهن پرستی فرزندان الموت در فیسبوک هم پر رونق است و صفحه هایی به نام های الموت، دوستداران الموت، الموتیها، روستای زیبای بالاروچ و ... در فیسبوک در حال فعالیت هستن که دوستدارانشان عکسها و مطالب زیبایی را به نمایش میگذارند.

دوستانی که به فیسبوک سر میزنن به این صفحه ها هم سری بزنن و از محیط پر جنب و جوش اونجا لذت ببرن.

هر چند فیسبوک بسیار اعتیاد آور تر از مواد مخدر است و انسان را در یک چرخش بیهوده و بی ثمر گاهی اسیر میکند و وقت های گرانبها را هدر. اما رطب خورده منع رطب کی تواند.




موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : سه شنبه 1391/06/07 | 12:51 | نویسنده : مرتضا وثوق |


زنان روستاي گازرخان قلعه‌ي حسن صباح الموت سال‌هاست جاجيم مي‌بافند؛‌ اما اين روزها هم مواد اوليه را به‌سختي پيدا مي‌كنند و هم از نظر مالي در مضيقه‌اند.

سيما الهي كه نزديك به 52 سالش است و از 12 سالگي در اين روستا جاجيم‌بافي كرده است، درباره‌ي شرايط جاجيم‌بافي در گازرخان به خبرنگار سرويس صنايع دستي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: اين نوع جاجيم، خوب مشتري دارد؛ ولي مشكل در تأمين مواد اوليه‌ي آن است. ما به نخ پشمي نياز داريم كه اين روزها كم‌تر كسي پشم مي‌ريسد، از طرفي روستايي‌ها آن‌قدر توان مالي ندارند كه مواد اوليه را بخرند، براي همين هر وقت نخ باشد، جاجيم هم بافته مي‌شود.

او ادامه داد: بارها از مسؤولان خواسته‌ايم كه در تهيه‌ي مواد اوليه به ما كمك كنند؛ ولي آن‌ها مي‌گويند خودتان اين كار را انجام دهيد. ما هم مشكل مالي داريم، وگرنه زنان و دختران زيادي در روستا هستند كه مي‌خواهند جاجيم‌بافي را ياد بگيرند و از اين طريق تأمين معاش كنند.

الهي به زحمت زياد جاجيم‌بافي خاص روستاي گازرخان قلعه‌ي حسن صباح كه دار آن روي زمين قرار دارد، اشاره و اضافه كرد: من يكي از قديمي‌‌هاي جاجيم‌بافي در روستا هستم كه اگر براي بافت جاجيم وقت بگذارم، روزي يك متر و 40 سانتي‌متر مي‌بافم و آن را متري هشت‌هزار تومان مي‌فروشم؛ اما با اين پول مي‌توان خرج زندگي را تأمين كرد و اوليه هم خريد؟!

منبع خبر : خبرگزاری ایسنا


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : دوشنبه 1391/06/06 | 10:33 | نویسنده : مرتضا وثوق |



دروازه‌ي ورودي قلعه‌ي حسن صباح (الموت) به‌زودي جانمايي و رونمايي مي‌شود.

حميده چوبك ـ سرپرست گروه كاوش و مرمت قلعه‌ي حسن صباح ـ در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بيان كرد: در ادامه‌ي مرمت و حفاظت قلعه‌ي الموت (حسن صباح) دروازه‌ي قلعه‌ي پايين در حال ساخت و بازسازي است كه آخر شهريورماه جانمايي مي‌شود

قلعه‌ي الموت كه به آن قلعه‌ي حسن صباح نيز گفته مي‌شود، در دو بخش داراي دو قلعه‌ي بالا و پايين است كه بخش پاييني شامل ورودي‌ها‌، شبكه‌ي راه دسترسي و كارگاه‌ها و كوره‌هاست. قلعه‌ي بالا نيز بخش اصلي قلعه‌ است كه محل دارالعماره و مركز حكومتي اسماعيليان بوده است.

هر كدام از اين قلعه‌ها يك دروازه داشتند و سال گذشته محل دروازه‌ي قلعه‌ي پايين پيدا شد.

چوبك در ادامه اظهار كرد: با اطلاعاتي كه داشتيم توانستيم جاي اصلي ورودي قلعه را پيدا كنيم و براساس اسنادي كه وجود داشت و شكل و طرح دروازه را نشان مي‌داد، ساخت يك در را از جنس چوب سفارش داديم. بازسازي اين در براي حفاظت از قلعه و دريافت بهتر از وضعيت ظاهري آن براي گردشگران مفيد خواهد بود.

چوبك همچنين اضافه كرد: محوطه‌ي بزرگي را كه در بخش بالاي قلعه بود، براي حفاظت پوشش داديم. به اين ترتيب، محلي هم براي استقرار گردشگران و بهره بردن آن‌ها از منظره‌اي كه رو به الموت است، فراهم مي‌شود.


موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : دوشنبه 1391/06/06 | 10:10 | نویسنده : مرتضا وثوق |


یادواره شهدای بخش الموت شرقی با حضور جانشین نیروی زمینی سپاه 22 شهریور ماه برگزار خواهد شد.


محرمعلی گروسی بخشدار الموت شرقی در گفت‌وگو با خبرگزاری برنا با بیان مطلب فوق اظهار داشت: برگزاری یادواره‏ها به منظور گرامیداشت و زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهداست و هدف از این اقدام حرکت در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و تبیین اهداف والای شهدا است.

وی ادامه داد: این یادواره با حضور استاندار قزوین و سخنرانی سردار عراقی جانشین نیروی زمینی در شهر معلم كلایه برگزار خواهد شد.

گروسی با بیان اینكه الموت شرقی 100 شهید تقدیم انقلاب و نظام جمهوری اسلامی كرده است بیان داشت: در حاشیه این یادوراه كه به همت بنیاد شهید، سپاه منطقه، شهرداری و شورا و مسوولان بخش برگزار خواهد شد نمایشگاهی در زمینه شهادت نیز برای بازدید میهمانان دایر می‌شود.
موضوعات مرتبط: الموت

تاريخ : دوشنبه 1391/06/06 | 10:5 | نویسنده : مرتضا وثوق |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.