دیروز شهر کوچک درود را برای طبیعت گردی این هفته انتخاب کردم .

درود با (دال ) مفتوح و  ( ر ) مشدد نام شهر کوچکیست در ۱۱۰ کیلومتری مشهد که بیشتر

حال و هوای روستا را دارد . این شهر دارای آب فراوانیست و باغهای پر ثمری دارد .

شب با صدای شرشر آب خوابیدم و صبح با صدای خروس بیدار شدم . جای شما خالی صبحانه

نان محلی با کره و ماست محلی همراه معجونی طبیعی که از شیره انگور و روغن زرد و مغز

گردوی چرخکرده تهیه شده بود خوردیم هر چند از نظر متجددین امروزی این مواد پر ضرر

است و پاستوریزه هم نیست  اما من را نهایتا با کارت قرمز داور به خارج از سفره هدایت

کردند  ظهر هم پس از گردش و فعالیت در کوه و باغها و گرسنگی شدید حاصل از آن به

منزل پدر دوستم آقای حسینی برگشتیم و نهار غذای محلی به نام اشکنه کشک خوردیم که

از کشک گوسفند و روغن زرد و مغز گردو و سیر و پیاز سرخ کرده تهیه شده بود . این مواد را با

نان خشک ریز شده مخلوط میکردند و بعد بر روی آن تخم مرغ محلی نیمرو شده با روغن زرد

می گذاشتند و می خوردیم .

جای همتون خالی بود . ببخشید اگه خیلی از شکم حرف زدم آخه من غذاهای محلی خیلی

دوست دارم

از این سفر پر خاطره من ۱۰۵ قطعه عکس گرفتم که ۱۷ قطعه آن را برای شما گلچین کردم

برای مشاهده عکسهای سفر به درود اینجا کلیک کنید .