چه میدانیم از درازای شب یلدا

چه لطیف سخن میگوییم از شب یلدا.

چه زیباست جملاتمان در وصف بلندای شب یلدا

براستی بلند است شبهای یلدایمان؟

گمان نمی کنم ،

آن سفره های رنگین ،آن میوه های شیرین

آن محفل گرم عیاشی ،فرصتی برای درک درازا و سرمای بلند ترین شب سال به ما دهد.

همه می دانند که چه زود به صبح میرسد شبهای خوشی و شکم سیری.


یلدا بلند است نه برای من و تو .

یلدا بلند ترین شب سال است برای آنان که خانه شان گرم نیست.

برای آنان که نانی برای خوردن ندارند.

برای آنان که دربندد.

برای آنان که درد میکشند. 

برای آنان که هیچگاه از دردهای دنیای واقعی شان رها نمی شوند تا سری به دنیای مجازی ما بزنند.


ما چه میدانیم از درازای شب یلدا بجز پیامکها و جملات زیبا در اینترنت؟

بیایید کوتاهی شب یلدا را به خود تبریک و بلندیش را به آنان که محکومند ثانیه های بیشتری

با درد خود دست و پنجه نرم کنند تسلیت بگوییم.


ادکلن الموت هم اومد



خدا کنه رایحه اش مثل عطر هوای الموت باشه

آغاز سرشماری پاییزه وحوش در الموت

قزوین - خبرگزاری مهر: مدیرکل حفاظت محیط زیست استان قزوین از آغاز سرشماری پاییزه وحوش در الموت خبر داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، علی آقافرهادی در این باره گفت: سرشماری پاییزه وحوش در استان با سرشماری در منطقه الموت به وسیله ماموران اجرایی یگان حفاظت محیط زیست و نظارت کارشناسان محیط زیست طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست قزوین آغاز شده است.
 
وی بیان کرد: این طرح به منظور برآورد جمعیت حیات وحش استان اعم از پرندگان و پستانداران، اطلاع از جابجایی وعلل آن، میزان زاد و ولد، مرگ و میر، بررسی نقاط تهدید و نقاط قوت مناطق مستعد برای ارتقاع سطح حفاظتی و شناسایی زیستگاههای مناسب برای احیای جمعیت گونه های متنوع  وحوش اجرا می شود.
 

 
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان یادآورشد: سرشماری وحوش در استان دو بار در سال و به صورت تابستانه و پاییزه(یا زمستانه) انجام می گیرد که مرحله  دوم آن از منطقه الموت آغاز شده و در چند روز آینده سایر مناطق استان نیز سرشماری خواهد شد.

جاده قزوین، الموت، تنکابن با 45 درصد پیشرفت فیزیکی

جاده قزوین، الموت، تنکابن با 45 درصد پیشرفت فیزیکی
 
خبرگزاری مهر: نصراللهی زاده مدیرکل راه و ترابری استان قزوین ساخت جاده قزوین، الموت، تنکابن را از مهمترین طرحهای راهسازی ملی در استان قزوین دانست و گفت: این جاده به مسافت 158 کیلومتر در پنج فاز اجرا می شود که فاز اول آن از محل نیروگاه شهید رجایی قزوین به مسافت 62 کیلومتر در دست اجراست که تاکنون 6.5 کیلومتر از مسیر هم آسفالت شده است.

 
وی گفت: از روستای حصارخروان تا روستای شهرک در معلم کلایه حدود 62 کیلومتر و تا گرمارود 12 کیلومتر در استان در دست اصلاح مسیر است و بقیه در استان مازندران پیگیری می شود.
 
این مسئول بیان کرد: برای اجرای 62 کیلومتر فاز اول تاکنون 370 میلیارد ریال هزینه شده که در سال جاری 190 میلیارد ریال از منابع ملی و 10 میلیارد ریال اعتبارات استانی هزینه شده است.
 
نصراللهی زاده افزود: اجرای کامل جاده قزوین، الموت به تنکابن بالغ بر دو هزار میلیارد ریال هزینه در بر خواهد داشت و تاکنون 45 درصد عملیات اجرایی آن به پایان رسیده است.
 
وی گفت: در حال حاضر 17 کیلومتر از مسیر به صورت راه روستایی استفاده می شود و امیدواریم 12 کیلومتر مسیر تا نیمه سال آینده و 22  کیلومتر آن تا نیمه سال 92 آماده بهره برداری شود.
 
مدیرکل راه و ترابری استان قزوین در خصوص مزایای متعدد ساخت جاده قزوین - الموت به تنکابن افزود: مسیرهای دسترسی به شمال که همواره از راههای پرترافیک کشور بشمار می رود و سالانه با وقوع سوانح متعدد موجب تحمیل خسارات جانی و مالی فراوانی به کشور می شود مسئولان را در احداث راههای جدید در این مسیر مجاب کرده که در صورت تکمیل این جاده می توان ترافیک پرحجم مسافران شمال غرب و مرکز کشور به شمال را از پایتخت کم و در این مسیر هدایت کرد.
 
وی گفت: مسافران استانهای همدان، آذربایجان شرقی و غربی، زنجان، کرمانشاه و لرستان می توانند بجای استفاده از جاده هراز، فیروزکوه و چالوس از این مسیر استفاده کرده و به ترافیک مسیرهای قبلی هم دچار نشوند.
 
پیش بینی تردد روزانه پنج هزار خودرو در جاده قزوین - الموت به تنکابن
 
به گفته این کارشناس راهداری در صورت تکمیل این جاده پیش بینی می شود روزانه بیش از پنج هزار دستگاه خودرو در این مسیر تردد کنند که بدلیل مسافت کم و چشم اندازهای مسیر این ترافیک هر سال افزایش خواهد یافت.
 
نصراللهی زاده همچنین اظهار داشت: مسیر 330 کیلومتری قزوین به تنکابن با احداث این جاده با 172 کیلومتر کاهش به 158 کیلومتر خواهد رسید و مسافران دو ساعت زودتر به مقصد خود در مازندران می رسند.
 
وی تصریح کرد: با کاهش قابل توجه مسافت این مسیر، سالانه و با احتساب بنزین 400 تومانی حدود 170 میلیارد ریال در مصرف سوخت خودروها صرفه جویی خواهد شد که این کار به اقتصاد مردم و کشور کمک شایانی خواهد کرد.
 
کاهش مهاجرت، توسعه گردشگری و رونق اقتصادی منطقه
 
مدیرکل راه و ترابری استان قزوین کاهش هزینه جابجایی کالا از استان قزوین به مازندران و بندرانزلی در استان گیلان را از دیگر مزایای ساخت این جاده دانست و گفت: با وجود قلل مرتفع و مناطق گردشگری سه هزار تنکابن، احداث این جاده مهم، دسترسی آسان و کم هزینه ورزشکاران و علاقمندان به مناطق دیدنی، شناسایی آثار باستانی این دو استان را بیشتر خواهد کرد و با خروج 87 روستای منطقه الموت و 40 روستای مازندران از بن بست ضمن جلوگیری از مهاجرت روستائیان شکوفایی و رونق اقتصادی این منطقه زیبا نیز شتاب فزاینده ای خواهد گرفت.

دستگیری شکارچی غیرمجاز بز وحشی در منطقه الموت

قزوین- خبرگزاری مهر: مدیرکل حفاظت محیط زیست استان قزوین از دستگیری شکارچی غیرمجاز بز وحشی در منطقه الموت شرقی خبر داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، علی آقافرهادی در این باره گفت: ماموران یگان حفاظت محیط زیست واحد الموت شرقی در حین عملیات کشت و کنترل در ارتفاعات روستای وران الموت موفق شدند یک شکارچی را که به طور غیر مجاز اقدام به شکار یک راس بز وحشی کرده بود دستگیر کنند.

آقافرهادی افزود: از متخلف لاشه یک راس کل وحشی، یک قبضه اسلحه شکاری و مقداری ادوات شکار و صید کشف و ضبط شد و پرونده متخلف جهت بررسی و صدور به مراجع قضایی ارسال شد.

این مسئول تصریح کرد: ماموران یگان حفاظت محیط زیست استان به صورت شبانه روزی در حال گشت زنی در شکارگاهها و عرصه های طبیعی استان هستند و با کسانی که اقدام به شکار غیرمجاز کنند به طور قاطع برخورد خواهند کرد.

مدیرکل محیط زیست استان قزوین از تمامی علاقمندان و دوستداران طبیعت و حیات وحش درخواست کرد با توجه به سردی هوا و بارش برف در ارتفاعات و پناه آوردن وحوش و پرندگان به دامنه کوهها و اطراف جاده ها و روستاها و سکونت گاههای انسانی، ماموران اجرایی محیط زیست را در حفاظت از عرصه های طبیعی یاری کنند و در صورت مشاهده هرگونه تخلف شکار در اسرع وقت، موضوع را به نزدیک ترین اداره یا واحد محیط زیست استان اطلاع دهند.

همه چی از یاد آدم می ره ، مگه یادش که همیشه یادشه


امروز دلم می خواهد فقط حسینی باشم نه از آن حسین های شما ،حسین خودم، حسین عصر خودم، حسینی که کنارمان بود ، به ما خدمت میکرد و تنهایش گذاشتیم. حسین زیاد داریم که تنهایشان میگذاریم، قدرشان را نمی دانیم ، درکشان نمی کنیم در عصر خودمان در شهر خودمان. ما فقط دوست داریم مدعی باشیم و متظاهر. برای همین ،حسین هایمان را از 1400 سال پیش انتخاب میکنیم.

امروز را لگدمال میکنیم تا بر بلندای مخروبه های زیر پایمان ریاکارانه از لگد مال شدن حقی در قرنها پیش دفاع کنیم.

غافل از اینکه بدانیم همانها که قرنها پیش حق را پایمال می کردند مانند ما مدعی و مومن بودند و چه بسا مثل امروز، اگر آنروز هم بودیم اهل سکوت بودیم و خیانت.

حسین پناهی را در چهارده سالگی خواندم، به اندازه داشته‌های درونی سَر کشیدم از او، در 23-24 سالگی خواندم، و به شکل دیگر پُر شدم از او …
و حال در سی سالگی … همه کلمات از زاویه‌ی دیگری تازه هستند، و صدایش مثل همیشه صمیمی و دوست داشتنی …

اگه آخر این شعر رسیدی و چشات خیس بود، بابت همه توهین هایی که تو مطلب بالا بهت کردم منو ببخش.


همه چی از یاد آدم می ره
مگه یادش که همیشه یادشه
یادمه قبل از سوال
کبوتر با پای من راه می رفت .
جیرجیرک با گلوی من می خوند.
شاپرک با پر من پر می زد .
سنگ با نگاه من برفو تماشا می کرد .
مست می کردم من با زنبور ، از گس عطر گل بابونه .
سبز بودم در شب رویش گلبرگ پیاز .
هاله بودم در صبح ، گرد چتر یاس .
گیج می رفت سرم ، در تکاپوی سر گیج عقاب .
نور بودم در روز ،
سایه بودم در شب .
خود هستی بودم ،
روشن و رنگی و مرموز و دوان .
من عفریته مرا افسون کرد
مرا از هستی خود بیرون کرد .
راز خوشبختی آن سلسله خاموشی بود
خود فراموش بود.
چرخ و چرخیدن خود با هستی
حذر از دیدن خود در هستی .
حلقه افتاد پس از طرح سوال .
ابدی شد قصه هجر و وصال.
آدمی مانده و آیا و محال .
بیکرانه است دریا
کوچیکه قایق من
های آهای
تو کجایی نازی
عشق بی عاشق من .
سردمه !!
مثل یک قایق یخ کرده رو دریاچه یخ ، یخ کردم .
عین آغاز زمین .
زمین !
یه کسی اسممو گفت !
تو منو صدا کردی یا جیرجیرک آواز می خوند ؟
جیرجیرک آواز می خوند .
تشنته ؟ آب میخوای ؟
کاشکی که تشنه م بود .
گشنته ؟ نون می خوای ؟
کاشکیکه گشنم بود .
دندونت درد می کنه ؟
سردمه .
خوب ! برو زیر لحاف .
صد لحاف هم کممه .
آتیشو الو کنم ؟
می دونی چیه نازی ؟
تو سینه ام قلبم داره یخ می زنه
اون وقتش توی سرم ، کوره روشن کردند .
پاتو چرا بستی به تخت ؟
پامو ! پامو بستم که اگه یه وقت
زمین سقوط کنه طوری نشم .
کی ، کی گفته زمین می خواد سقوط کنه ؟
قانون دافعه گفت .
چشممو دور می بینی می ری ددر !
بوی گوگرد می دی !
هی هوار !
فسفر و گوگردو تشخیص نمی دن !
وای از اقبالم !
باز بارون خیال ، آسیاب ذهنتو چرخونده ؟
باز فیلسوف و سوال.
باز عارف و سفال .
باز هستی و زوال .
باز آمال و محال .
باز شاعر و نهال .
باز کودک و خیال ؟
کجاها رفته بودی ؟
میخونه یا معبد ؟
رنج ما قوی تر از مشروبه !
میخونه افسونه !
پس چرا چشات شبیه چشای شیطونه ؟
من نمی بخشم اگه ، جای پات بی جای پام ، روی جایی حک بشه !
کجاها رفته بودی ؟
هیچ کجا !
رو شعاع هستی برا خودم می گشتم .
همه چی برای من ممکن بود
تو خودت می بینی ، همه چیز عادی بود
کاه دادم به خر
کفشامو بردم گذاشتم تو کپر ، که یه هو نصف شبی سگ نبره .
فرقونو شستم که سیمان تو کفش خشک نشه .
لحافو رو بچه ها پهن کردم .
همه چی ! همه چی !
همه چی برای من ممکن بود .
کار و تولید و تلاش
حرمت همسایه
می دونستم که سلام یعنی چه
می دونستم که زمان معناش چیه
من کیه
اون کدومه
می دونی ؟
بعدش هم ،
گردنُ صاف کردم
خیره ماندم به دور .
انگاری سایه م افتاد رو ماه
مثل یه هول
مثل یه غول
به خودم می گفتم : انسانم
من شعور همه آفاق هستم
می تونم برای شیر زائو ماما بشم .
می تونم پلنگو زنجیرش کنم.
می تونم با تیشه
چنار رو سرنگون کنم
می تونم !
بعدش هم زد به سرم که برم پشت سوال
برگردم به کودکی
تا که با چرخ خیال
وصله نور بدوزم به پیراهن شب .
یه هو وسوسه شدم رفتم توی نا ممکن !
تو ناممکن ، فیل هوا می کردن ؟
آره !خب! فیل هوا !
که می خواستی برگردی به کودکی ؟
آره ، آره خب ، پشت سوال
کی ؟ کجا ؟
کی ؟ کجا ؟
می خواستم ! می خواستم اما مقدورم نشد
باید مقدورم بشه
آه !
خنده های بی دلیل
گریه های بی دلیل
خیره گی ها ، خیره گی ها ، خیره گی
خیره گی ها و سکوت
خیره گی و افق سرخ غروب
خیره گی و علف ترد بهار
خیره گی و شبح کوه و درختان در شب
خیره گی و چرخش گردن جغد
خیره گی و بازی ستاره ها
خنده بر جنگ بز و گیوه ی پهن مادر
گریه بر هجرت یک گربه از امروز به قرنی دیگر
خنده بر عرعر خر .
من،
من باید برگردم ،
تا تو قبرستون ده ، غش غش ریسه برم
به سگ از شدت ذوق ، سنگ کوچیک بزنم
توی باغ خودمون انار دزدی بخورم
وقتی که هوای حلوا کردم با خدا حرف بزنم
آخه !
تنها من می دونم شونه چوبی خواهرم کجا افتاده .
آخه !
تنها من می دونم شونه چوبی خواهرم کجا افتاده .
کلید کهنه صندوق عجایت ، لای دستمال چه نوع پیر زنی پنهونه
راز خاموشی فانوس کجاست
گناه پای شل گاو سیاه گردن کیست
چه گلی را اگه پرپر بکنی شیر بزت می خشکه .
من باید برگردم تا به مادرم بگم ، من بودم اون شب ،
شیربرنج سحریتو خوردم
تا به بابام بگم ، باشه باشه ، نمی خواد کولم کنی !
گندوما را تو ببر ، من به دنبالت می آم
قول می دم که نشینم خونه بسازم با ریگ
دنبال مارمولکا ، نرم تا آن ور کوه !
من می خوام برگردم به کودکی 

لینک دانلود:
Quality:WMA / 64 kbps

 

لینک دانلود:
Quality:MP3 / 128 kbps



اهدای دانش _ انتخاب دوربین عکاسی (بخش سوم)

2-نیمه حرفه ای: افرادی که علاقه به عکاسی دارند و دوست دارند همان خاطره های زندگیشان را با بکارگیری هنر و کیفیتی بهتر ثبت کنند و در عین حال از یادگیری و بکارگیری علم عکاسی لذت میبرند. دوربینهای مناسب برای ایندسته معمولا سایز بزرگتر و وزنی بیشتر نسبت به دسته مبتدی دارند و قابلیت تنظیمات دستی و غیر اتومات نیز دارند. و در عین حال ایندسته از افراد قصد عکاسی حرفه ای و تجاری ندارند. بعضی از این دوربینها امکانات فوق العاده ای دارند که با مبلغی حدود پانصد هزار تومان میتوان خریداری نمود. امکاناتی که اگر بخواهید همه آنها را در یک دوربین حرفه ای داشته باشید باید چندین میلیون تومان هزینه کنید. این تجربه ای بود که من با داشتن دوربین حرفه ای و نیمه حرفه ای بدست آوردم. اگر مثل من به عکاسی علاقه زیاد دارید و قصد کار تجاری و حرفه ای با دوربین خود ندارید بیهوده برای خرید دوربین حرفه ای هزینه نکنید. مگر اینکه جیب پر پولی داشته باشید. من منکر قدرت و کیفیت و سرعت دوربینهای حرفه ای نیستم اما به نظر من برای کسی که توان هزینه کردن حداقل 2 میلیون تومان را ندارد خرید دوربین حرفه ای اشتباه است. هر چند با پانصد هزار تومان میتوان یک دوربین حرفه ای ساده بدون امکانات خریداری کرد اما آنقدر بی امکانات است که آدم را از ذوق عکاسی می اندازد. من که شخصا امکانات زیاد با کیفیت معمولی را ترجیح میدهم به امکانات کم با کیفیت بالا. از این سری دوربینها می توان به سری جی کنون و سری اچ اس فوجی فیلم و سری اچ سونی که در این میان به نظر من اچ اس 20 فوجی فیلم گزینه خیلی خوبیست با 30 ایکس زوم اپتیکال که حتی حفره های ماه را نیز نشان میدهد و سنسور بزرگتری نسبت به بقیه دارد و من نیز هزاران عکس با این دوربین گرفته ام و راضی ام.

قیمت این دوربین در حال حاضر حدود 480هزار تومان می باشد. جالب است بدانید از همین مارک یعنی فوجی فیلم من دوربینی خریدم به نام اچ اس 2800 اچ دی با امکانات بی نظیر فیلمبرداری فول اچ دی، زوم اپتیکال 18 ایکس و خلاصه کلی امکانات جدید اما در عمل این دوربین فقط یک ماکت بدرد نخور بود که کلی عدد و رقم بیهوده با خودش یدک میکشید. دوربینی بسیار ضعیف که حتی 1 عکس درست حسابی هم نمیشد با آن گرفت. برای همین میگویم در انتخاب دوربین به عدد و رقمهایی که فروشنده میگوید نباید اعتماد کرد و در عمل باید تست کرد.  

3- حرفه ای : افرادی که می خواهند عکاسی را بصورت تجاری و یا حرفه ای انجام دهند نیاز به دوربینهای قدرتمندی دارند. این دوربین ها که به اس ال آر معروفند دارای سنسور بسیار بزرگی هستند و همچنین لنز بسیار قوی که نزدیکترین تصویر را به تصویری که چشم ما می بینند ثبت میکنند.

با این دوربینها خیلی راحت در محیطهای کم نور و از اجسام پر سرعت می توان عکس گرفت. اما فقط زمانی باید پا به دنیای حرفه ای ها گذاشت که از نظر مالی توان خرید، حمل و نگهداری ملحقاتش را داشته باشیم. به عنوان مثال یک لنز خوب برای زوم کردن حدود 700هزار تومان که حد اقل 2عدد لنز برای یک عکاس معمولی نیاز است. یک فلاش حدود 300هزارتومان و همچنین باطری و کیفی که بتوان این لوازم را با آن حمل کرد. 

پاسخ به نظر سپیده صبح عزیز

نظر سپیده صبح در قسمت نظرات:

مطلبتون عالی بود

اطلاعاتی که از طریق "اهدای دانش" در اختیار ما قرا میدهید حرف نداره اما بهتره تصور کنید که یک فرد مبتدی حتی با اصطلاحات هم آشنایی چندانی نداره و در زمینه لغات حتما یه توضیح ساده بدهید
به عنوان مثال
سایز سنسور
زوم اپتیکال
جنس لنز
زوم دیجیتال

ا


شبهای الموت: سلام سپیده صبح عزیز. ممنونم از دقت نظر و یادآوریت. شما کاملا درست می فرمایید. هدف من بیشتر ارائه نکات و تجربیاتی است که در مقاله های علمی کمتر به آن اشاره شده. و شاید اصلا علمی نباشد و کاملا تجربی باشد. برای همین زیاد به شرح و توضیح علمی عکاسی نمی پردازم و ضمنا در حدی نیستم که بخواهم با توجه به وجود این همه مقاله علمی و تخصصی عکاسی در اینترنت من جملات آنها را بصورت ناقص و یا اشتباه برای کسی توضیح دهم. . برای آندسته از عزیزانی که مایل به یادگیری علم عکاسی هستند کافیست در گوگل سرچی بکنند و بهترین مقالات و آموزشهای عکاسی را توسط اساتید بزرگ پیدا و مطالعه کنند. مانند کاری که خود من زیاد انجام میدهم برای یاد گرفتن هر چیزی.  

اما به هر حال وظیفه خود میدانم توضیحی مختصر بر ابهامات شما بدهم:

1-سایز سنسور: سنسور حسگری است که نور تصویر مورد نظر عکاس بر آن تابیده و ثبت میشود مانند فیلمهای عکاسی قدیم. بدیهی است هرچه سایز این سنسور بزرگتر باشد تصویر را با ریزه کاریهای بیشتری(پیکسل) میتواند ثبت کند. البته موضوع مهمی که باید در نظر داشت اینست که نسبت پیکسلهای موجود در سطح سنسور با سایز سنسور بسیار در کیفیت دوربین موثر است و این موضوع یکی از مسائلی است که مردم عادی از آن بی خبرند. وقتی میگویم کیفیت دوربین را نمی توان از تعداد پیکسل آن یا بقول معروف مگا پیکسل آن تشخیص داد به همین دلیل است . به عنوان مثال اگر یک مدل از دوربینهای شرکت سازنده دوربینی 10مگاپیکسل باشد و این شرکت بدون تغییر در سایز سنسور و یا در لنز دوربین پیکسل های سنسور این دوربین را به 15 مگاپیکسل افزایش دهد نه تنها باعث افزایش کیفیت عکسهای این دوربین نمیشود بلکه کیفیت افت میکند. زیرا هر چه تعداد پیکسلهای یک سطح (سنسور)کمتر باشد. اندازه هر پیکسل بزرگتر بوده و نور بیشتری به هر پیکسل میرسد. و بالعکس هرچه تعداد پیکسل در یک سطح مقطح یکسان بیشتر باشد پیکسلها متراکم تر و کوچکتر می شوند و نور کمتری به هر پیکسل میرسد.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره سایز سنسور به این آدرس مراجعه کنید: http://www.prophotocom.com/photography/sensor-size.asp

2-زوم اپتیکال: زوم اپتیکال زومی است که با حرکت عدسی های لنز تصویر بزرگتر می شود و بجز اندک افت نور، کیفیت عکس کم نمی شود. به عنوان مثال شما می خواهید از چهره شخصی عکس بگیرید و دوست دارید آن شخص در حالت طبیعی باشد. اگر با دوربین جلوی صورت شخص بروید آن شخص حالت طبیعی خود را از دست میدهد و ضمنا صورتش کمی محدب می شود . پس بهتر است اگر دوربین شما زوم اپتیکال دارد از دور روی صورت او زوم کنید و عکس خود را ثبت کنید. البته وقتی زوم میکنید تاثیر لرزش دست روی تصویر زیاد می شود و اگر دوربین لرزش گیر و سه پایه نداشته باشد عکس را خراب میکند. برای تشخیص زوم اپتیکال باید دقت کنید که هنگام زوم لنز حرکت میکند یا خیر؟ تا هنگامی که لنز حرکت میکند مطمئن باشید از زوم اپتیکال استفاده میکنید. زوم اپتیکال یکی از بهترین امکانات یک دوربین است. گاهی داشتن دوربینی با زوم بالا جان شما را نجات میدهد و برای عکاسی از دره ها و مکانهای خطرناک نیازی به نزدیک شدن به سوژه ندارید و همینطور خیلی مزایای دیگر.

3-زوم دیجیتال : زوم دیجیتال میشه گفت گول زدن عکاس و بیننده است زیرا تنها کاری که میکند این است که تکه ای از عکس شما را برش می دهد و باعث افت شدید کیفیت میشود. زوم دیجیتال دقیقا همان کاری را میکند که کامپیوتر هنگام دیدن عکسها ، قسمتی از تصویر را بزرگنمایی میکند. هیچگاه روی زوم دیجیتال یک دوربین حساب نکنید.

4-جنس لنز: لنزها از مواد متفاوتی ساخته می شوند از پلاستیک گرفته تا نانو کریستال که به نظر من خیلی روی شفافیت و کیفیت عکس تاثیرگذارند. اما تشخیص دادن اینکه یک لنز یک دوربین کامپکت از چه موادی ساخته شده کمی دشوار است. البته در دوربینهای حرفه ای که لنزها جدا خریداری میشود. میتوان مشخصات کامل هر لنز را هنگام خرید مطالعه کرد. زیرا هر لنز برای خود دفترچه و توضیحاتی دارد و به عنوان یک قطعه مجزا کاملا قابل تحقیق و بررسی است .

مرتضا وثوق

اهدای دانش _ انتخاب دوربین عکاسی (بخش دوم)

این را باید بدانیم دوربینی که نتوانیم از آن استفاده کنیم هر چند پیشرفته و گران، نمی تواند عکسهای مطلوبی برای ما ثبت کند. وقتی شما علم عکاسیتان پایین باشد قطعا با یک دوربین 100هزارتومانی بهتر از یک دوربین 500هزارتومانی عکس می گیرید. به نظر من 3 مشخصه در دوربین خیلی مهم هستند. اول سایز سنسور که هر چه بزرگتر باشد کیفیت عکاسی بطور باورنکردنی زیاد می شود. دوم زوم اپتیکال که بسیار کارایی دارد. زوم اپتیکال زومی است که هر چقدر روی سوژه زوم کنید از کیفیت عکستان کاسته نمی شود بر عکس زوم دیجیتال. سوم جنس لنز که به سادگی قابل تشخیص نیست اما روی کیفیت عکس خیلی تاثیر گذار است.

ضمنا همیشه یادتان باشد لوازم جانبی دوربین را از مغازه ای که خود دوربین را خریداری میکنیم تهیه نکنیم مگر اینکه قیمت لوازم جانبی مورد نظر را از قبل داشته باشیم. چون متاسفانه اکثر فروشنده ها هنگام قیمت کردن دوربین پایینترین نرخ را به شما میگویند تا از آنها خرید کنید. اما بعد لوازم جانبی را گرانتر میدهند. این قانون تقریبا در خرید اکثر لوازم حاکم است.

 عکاسان و دوربینهای عکاسی به 3 دسته تقسیم میشوند.

1-مبتدی: افرادی که قصد دارند با خرید دوربین، عکسهای یادگاری از لحظه لحظه زندگیشان داشته باشند و هدف اصلیشان ثبت خاطره هاست و زیاد جنبه هنری و حرفه ای عکاسی برایشان مهم نیست یا در حد توانشان نیست و ترجیحا دوست دارند دوربینشان جمع و جور، ارزان و قابلیت فیلمبرداری داشته باشد.

برای ایندسته از افراد دوربینهای کامپکت طراحی شده است. که بنا به تجربه اینجانب دوربین آ460 کنون بهترین گزینه با کمترین هزینه می باشد البته این دوربین دیگر تولید نمی شود اما مدلهای جدید همان دوربین با کمی تغییرات در حال تولید است . مثلا بعد از آ460، آ470و 480 و 490 و 495 آمد که همه اینها دارای کیفیت بسیار خوبی هستند ولی دیگر تولید نمی شوند. آخرین ورژن این دوربینها آ800 می باشد که هم اکنون با قیمتی حدود 105000تومان در بازار یافت میشود. فقط باید دقت داشت که سری های آ500و غیره که قیمتی بالاتر نیز دارند شاید کیفیتی پایینتر از این سری دوربین داشته باشند. که بنده خودم این را تجربه کرده ام. دقت کنید فقط از همین سری مذکور بخرید و اگر آ800 نیز تولیدش تمام شد تحقیق کنید سری جدیدش با چه نامی به بازار آمده است. 

مرتضا وثوق

مرتضا یا مرتضی

پس از بکار بردن نگارش مرتضا بجای مرتضی توسط اینجانب در مطالب اخیر، برای عده ای از دوستان این سوال پیش آمد که چرا مرتضا بجای مرتضی؟

باید بحضورتان عرض کنم هدف بنده هم از این سنت شکنی، مطرح شدن همین سئوال در ذهن مردم بود. من بسیار متاسفم از انتخاب نامی از زبان بیگانه توسط پدر و مادرم. اما چون ایشان برای من بسیار محترمند و کاری از دست من برای تغییر نامم ساخته نیست. ناگریز بر آن شدم حداقل این نام را طبق قوانین و اصول پارسی بنویسم تا هم تلنگر و یادآوری ای باشد به پارسی زبانان برای آگاهی از فاجعه تهاجم زبان بیگانه و هم اعتراضی باشد به حمله وحشیانه اعراب به تمدن و فرهنگ بزرگ پارسی.

در پایان قسمتی از نظریه های اساتید ادبیات در این رابطه را برایتان قرار میدهم :

 سرور آذرخش (نویسنده):

در مورد نوشتن آن کلمات با " الف" من دلایلی دارم که پیش از این آنها را با تنی چند از اعضای کمیسیون همگونسازی املای واژه های فارسی زبان دری در میان گذاشته ام و آنان مطرح ساختن آنهارا در موقع مقتضی مورد تایید قرار داده اند که فکر می کنم طرح مختصر آن دلایل در اینجا بیهوده نباشد.

من چنان می اندیشم که قلمرو زبان همانند قلمرو جغرافیایی یک کشور است. همان گونه که اتباع یک کشور خارجی در داخل کشور دومی ناگزیر از اطاعت قواعد و مقرری های این کشور می باشند، واژه هایی که از زبان دیگر وارد زبان دومی می شوند نیز ناگزیر به پیروی و تبعیت از اصول و قواعد زبان دومی می باشد...

نظر من در مورد کلمات مختوم به ( الف مقصوره ) آنست که چون ما در زبان خود حرف و آوای ( الف ) را داریم که عیناً کار(الف مقصوره) را می کند. پس ما چرا نباید

از این حرف استفاده کنیم ؟ حسن این کار در آنست که حد اقل اشخاص کم سواد آن را به صورت (ی) تلفظ نمی کنند و خود نیز برای آنکه مجبور نشویم برای نوشتن کلمات (تقوی) و (مصطفی) و.. استثنا قایل شویم و در صورت منسوب و مضاف، دوباره به (الف) احتیاج پیدا کنیم، بهتر است که کار را از همان آغاز یکسره کنیم و به جای(الف مقصوره)، حرف (الف) را بنویسیم. البته این کلمات که از زبان دیگری وارد زبان ما شده اند، نیز بر اساس دلایلی که پیش از این ذکر آن رفت ناگزیراند تا اصول و قواعد زبان مارا گردن نهند.***


مهدی متصدی زرندی (استاد دانشگاه)

یکی دیگر از ویژگی های غیر قابل توجیه خطّ فارسی وجود الف مقصوره و ممدوده و رعایت آن در نگارش بعضی از کلمات است که اوّلا نامگذاری الف مقصوره و ممدوده اگر هم در زبان عربی دارای مفهوم باشد ، هیچ اعتباری در زبان فارسی ندارد و اصلا در این زبان قابل تمیز نمی باشد و ثانیا در آموزش نشانه های خطّی به علامت ( ی ) اشاره ای نشده که آن را الف مقصوره بنامند و بیاموزند. همچنین در شکل نوشتاری کلمات هم هیچ گونه زشتی و زیبایی خاصّی نمی آفریند، مثلا جه اتّفاقی افتاده است که تا همین جند سال پیش تقوی ،هوی و اسمعیل را این گونه می نوشتند و امروز به شکل تقوا ، هوا و اسماعیل می نویسند.

حال چه می شود اگر با قیمانده ی این کلمات را هم به صورتی که  ملفوظ با مکتوب برابری کند ، بنگارند تا لااقل بار کوچکی از دوش دانش آموز مظلوم برداشته شود .

راستی کلمه های موسا ، عیسا و مصلا چه نازیبایی دارد که حتما باید به شکل موسی ، عیسی و مصلی نوشته شود و مگر نمی گوییم هرگاه همین کلمات صفت یا مضاف الیهی بگیرند،الف مقصوره به ممدوده بدل می شود و باید بنویسیم : موسای کاظم ، عیسای مریم و مصلای جمعه.

اهدای دانش _ انتخاب دوربین عکاسی (بخش اول)

اهدای دانش-انتخاب دوربین عکاسی

امروزه تقریبا همه مردم یک دوربین عکاسی دارند و مثل گذشته دوربین مختص عکاسان حرفه ای نیست و هر شخصی حداقل یک موبایل دوربین دار دارد. با توجه به گسترش و تنوع روزافزون دوربینهای عکاسی، انتخاب یک دوربین مناسب کار بسیار دشواریست حتی برای حرفه ای ها. زیرا هر روز ورژن جدیدی از دوربین قبلی به بازار می آید و سریعا دوربین قبلی منسوخ میگردد و متاسفانه اکثر این تغییرات و برتریها فقط در اعداد و مشخصات اسمی دوربین به چشم میخورد و این رقابت ناسالم اکثرا موجب نارضایتی خریدار میگردد. بارها شخصا تجربه کرده ام که دوربینی با مشخصات بسیار بالاتر نسبت به دوربینی دیگر دارای کیفیتی بسیار پایینتر بوده است.

وقتی صحبت از دوربین عکاسی میشود اولین سئوالی که برای عموم مردم و غیر حرفه ای ها پیش میاید این است که چند مگا پیکسل است؟ ساخت کدام کمپانیست؟ که باید عرض کنم این دو سئوال هیچ کمکی به شما در انتخاب دوربین خوب نمی کند. زیرا چه بسیار دوربینهایی که با پیکسلهای کمتر کیفیتی بالاتر دارند و چه بسیار دوربینها از برندهای معروف و معتبر که به درد زباله دانی میخورند. به عنوان مثال من یک دوربین A460 CANON خریدم به قیمت 100 هزارتومان. به قدری این دوربین با کیفیت  بود که دوستان و آشنایانی که مدلهای بالاتر آن دوربین را با همان مارک CANON و قیمتی بیشتر خریده بودند با دیدن عکسهای دوربین من از خرید خود پشیمان می شدند. یعنی یک مدل دوربین از یک کارخانه نسبت به چندین مدل بالاتر و گرانتر از خود از همان کارخانه برتری داشت. نتیجه اینکه در خرید دوربین عکاسی هرچقدر پول بدهیم همان مقدار آش نمی خوریم...

پس یک دوربین خوب را چگونه باید انتخاب کرد؟

به نظر من بهترین و مطمئن ترین راه انتخاب یک دوربین خوب، تست کردن و عکس گرفتن با آن است که متاسفانه در تجارت ما مدعیان اسلام اینگونه جنس فروختن مرسوم نیست و هیچ کالایی را پس نمیگیرند بر خلاف کشورهای اروپایی و آمریکایی که هرگاه از کالا ناراضی باشی میتوان آنرا مرجوع کرد.

 اما میتوان با دیدن نمونه عکسهای هر دوربین که در اینترنت سایتهای زیادی برای اینکار است و مشاوره با کسانی که آن دوربین را داشته اند دوربینی مناسب انتخاب کرد. البته باید قبل از انتخاب دوربین هدفمان از عکاسی را مشخص نماییم.

مرتضا وثوق

اهدای دانش

امروز با خود فکر میکردم که در خیلی زمینه ها علم و اطلاعات و تجربه دارم همانطور که در خیلی از زمینه ها ندارم. اطلاعاتی که شاید هر از گاهی بکارم بیاید اما اکثر اوقات در پستوی ذهنم خاک می خورد و بلا استفاده است. شاید روزی دیگر ذهن من توان به یاد آوری و بازگویی این تجربیات را نداشته باشد و شاید در تک تک ثانیه هایی که من این تجربیات را احتکار نموده ام، انسانهایی به آن نیاز داشته باشند و هزینه گزافی برای نداشتن این علوم بپردازند.

لذا تصمیم برآن گرفتم که دانسته هایم را هر چند ناچیز در اختیار عموم قرار دهم و در حال حاضر راهی نیافتم جز وبلاگ شبهای الموت تا مخاطبین ارزشمند و بزرگوارش در صورت نیاز بتوانند از این تجربیات استفاده کنند و در صورت توان آنرا نشر دهند. امید است برای نیازمندانش بکار آید و آندسته از بزرگواران و اساتیدی که بنده شاگرد آنها محسوب میشوم کم و کاستیها و اشتباهات من را اصلاح و جسارت اینجانب را ببخشایند.

این مطالب تحت عنوان اهدای دانش در شبهای الموت تقدیم به شما عزیزان خواهد شد. شایان ذکر است اینجانب در زمینه برق و الکترونیک، کامپیوتر و آی تی و ماشینهای اداری ، عکاسی و خرید دوربین ، اندک تجربیاتی دارم که در صورت نیاز پاسخگوی عزیزان از طریق ایمیل alamutnights@gmail.com هستم و به مرور زمان در شبهای الموت نیز بصورت بخشهای مختلف خواهم نوشت.

با سپاس : مرتضا وثوق

مجوز فعالیت بهشت الموت لغو شد

مدیرکل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری استان قزوین گفت: در پی بازدیدهای به عمل آمده از تاسیسات گردشگری استان، دفتر خدمات مسافرتی و جهانگردی بهشت الموت واقع در معلم کلایه- الموت به دلیل عدم فعالیت ‌و عملکرد مطلوب گردشگری و عدم رعایت ضوابط و مقررات سازمان مجوز فعالیت آن لغو شد.

برگزاری مسابقات دو ومیدانی انتخابی منطقه رودبار الموت

پاما:به مناسبت بزرگداشت هفته بسیج مسابقات دو ومیدانی مقطع ابتدایی انتخابی تیم منطقه جهت اعزام به مسابقات استان در پیست دو ومیدانی ورزشگاه معلم برگزار گردید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مدارس ایران (پاما) این برنامه با هماهنگی کارشناسی تربیت بدنی منطقه الموت غربی و مدیریت مجموعه ورزشی معلم رودبار الموت با حضور 20 نقر از دانش آموزان  ابتدایی برگزار شد.

درادامه این برنامه مربی و کارشناس منطقه از دانش آموزان در رشته های مختلف دو ومیدانی رکورد گیری نموده و نفرات برتر مشخص وبه عنوان اعضای تیم منطقه جهت اعزام به مسابقات استان انتخاب شدند.

اسكي بازان قزوين آموزش مي بينند


قزوين- خبرنگار كيهان: غلامرضا بهشتيان رئيس هيات اسكي استان قزوين گفت: دوستداران اسكي كه قصد آموزش مقدماتي اين رشته ورزشي را دارند، روزهاي تعطيل مي توانند به جاده الموت، پيست گردنه بهرام آباد (روبروي راهدارخانه) مراجعه كنند و بدون نياز به تجهيزات و بالابر آموزش هاي ابتدايي اسكي را فرا گيرند.وي گفت: اسكي بازان قزوين به دليل نبود پيست مناسب و استاندارد اين ورزش را در پيست ديزين كرج انجام مي دهند. وي افزود: پيست اسكي روستاي كامان قزوين تا سال آينده احداث مي شود و شرايط ميزباني مسابقات اسكي قهرماني كشور در قزوين فراهم مي شود.

الموت و پردیس هایش

مهتاج رسولی

 الـَموت شعر اهورامزداست برای طبیعت ایران، یا شعر طبیعت است برای اهورا مزدا. پیچ ‌وخم‌ها، کتل و گردنه‌ها، پستی و بلندی‌ها، تاکستان‌ها، گندمزارها، باغ‌ها و رودها و از همه برجسته‌تر کوه‌ها و رنگ‌ها دست به دست هم داده‌اند تا چنین شعری بیافرینند. بهارش از جنس نفس باد صباست؛ مشک فشان، و خزانش رنگرزان، از جنس خیزید و خز آرید. اگر تاریخ آن افسون‌کار است از طبیعت افسونگر آن است. اگر دویست سالی پناهگاه و گریزگاه باطنیان بوده، برای آن است که خود از جنس راز و رمز است.

اما نه، گریزگاه و پناهگاه بودنش بیش از آنکه بابت راز و رمز آن باشد، بابت آن است که از یک سو به کوه‌های سر به فلک کشیدۀ گیلان و مازندران تکیه دارد و از سوی دیگر تا دشت‌های سوزان قزوین فاصلۀ بعید. در این میانه تا بخواهید صخره‌ها و کوه‌های دست‌نیافتنی وجود دارد و تا بخواهید دشت‌ها و زمین‌های پرسخاوت. جایی است که با حاصل گندم و برنج و میوه‌های کوهستانی‌اش می‌تواند سال‌ها محاصره را تاب آورد و خود بسنده بماند. الـَموت سرزمین شگفتی است. 
 
این سرزمین شگفت به لحاظ جغرافیایی به دو بخش تقسیم می شود. الموت شرقی و الموت غربی. الموت شرقی همسایۀ طالقان است و الموت غربی همسایۀ اشکور. هر دو همسایه، کوهستانی و سخت‌گذرند. الموت شرقی شامل ۹۶ پارچۀ آبادی است و مرکز آن معلم کلایه. هر چند گازرخان به لحاظ تاریخی مشهورتر است، زیرا که پای قلعۀ الموت ایستاده‌است و پایتخت حسن صباح و دیگر خداوندان الموت بوده‌است. جمعیت آن را تا سی هزار نوشته‌اند، اما بعید است در فصل زمستان چنین جمعیتی در آن سرزمین برف‌پوش، بودوباش داشته باشند. تابستان‌ها که مردمان از دود و دم شهرها می‌گریزند شاید. زمستان‌ها گمان ندارم.
 
الموت غربی ۱۰۴ آبادی دارد و مرکز آن رازمیان است. شهرکی که چه بسا به خاطر دشت‌های وسیع و آب‌های فراوانش از معلم کلایه ثروتمندتر باشد. البته الموت شرقی رجایی‌دشت را دارد که همان مینو دشت یا سیاه دشت پیشین است و دشت حاصل‌خیز بی‌مانندی است. اما این تقسیم‌بندی‌ها مسئلۀ ماست. تقسیمات جغرافیایی حساب و کتاب ماست. طبیعت چنین خط‌کشی‌هایی نمی‌کند. همه یک سرزمین است با زبان و آداب و سنن خاص و البته باورهایی که در مقابل باورهای دیگر قرن‌ها ایستادگی و سخت‌جانی کرده‌است. امروزه اما از آن باورهای سخت‌جان اثری نیست. همه یا غالب مردمان شیعۀ دوازده‌امامی هستند و شاید به‌دشواری بتوان کسانی را یافت که هنوز هفت‌امامی و باطنی و اسماعیلی مانده باشند. در عوض طبیعت الموت همچنان وحشی و دست‌نخورده مانده‌است. اگر دستی در آن رفته باشد، همین جادۀ آسفالته‌ای است که ما را از قزوین تا قلعۀ الموت و سپس تا تنکابن می‌برد یا از راه دیگر به دژ لمبسر در سه کیلومتری رازمیان و سپس به اِشکور. از قلعۀ الموت تا ورودی اتوبان قزوین درست صد کیلومتر راه است، اما از دژ لمبسر تا اتوبان هفتاد، هفتاد و پنج کیلومتر بیشتر نیست. 
 
البته به غیر از این جادۀ آسفالته، دست متجاوز شهر در بناهای معلم کلایه و رازمیان هم دیده می‌شود. بناهای چندطبقه بدترکیب شهری به این نواحی نیز راه یافته‌اند. برای گسترش شهر یا شهرک‌هایی مانند رازمیان و معلم کلایه هیچ طرح اندیشیده‌ای دیده نمی‌شود. به همان شیوۀ خودروی شهرهای دیگر هر روز گسترش بیشتری می‌یابند. این دست‌درازی شهر تا قلب روستاها نیز پیش رفته و ساخت و ساز بدقواره‌اش را در آن‌جاها نیز می‌توان مشاهده کرد. می‌توان دید که در کنار بناهای زیبای روستایی ترکیب بدنمای شهری خود را تحمیل می‌کند.
 
این تنها وجه نفوذ متجاوزانۀ شهر در کوهستان الموت نیست. وجه مهم‌تر آن است که الـَموتیان از سده‌های پیش از میلاد تا همین پنجاه شصت سال پیش به لحاظ اقتصادی خودکفا زیسته بودند و حاجت به شهر نداشتند. این شهری‌ها - مانند حسن صباح، زادۀ ری - بودند که برای دفاع از اعتقادات خود بدان پناه می‌جستند. اما امروزه زندگی شهری چنان همه‌گیر شده که الموتیان دیگر نه فقط خودکفا نیستند، بلکه برای تحصیل در دانشگاه‌ها یا برای یافتن مهارت‌های امروزی، سرزمین خود را رها کرده‌اند و آنچه بر جای گذاشته‌اند، ملک پدری است. آنان که قرن‌ها بی‌نیاز از شهر زیسته بودند و اگر آلات و ابزاری برای پیشرفت علوم لازم داشتند، با خود به قلعه‌ها برده بودند، اینک برای دسترسی به همان آلات و ابزار روانۀ شهرها شده‌اند. خداوندان الموت بی‌تردید ابزار و آلات علمی را وارد قلاع می‌کردند، وگرنه خواجه نصیر که بعدها به عنوان وزیر هولاکو، رصدخانۀ مراغه را راه انداخت، چه‌گونه می‌توانست بیست و دو سال در میمون‌دژ یا قلعۀ الموت و قلاع دیگر سر کند؟ 
 
معنی همۀ این حرف‌ها این است که بشر، جای دست‌نخورده در هیچ جا باقی نگذاشته، حتا در کوهستان‌ها الموت. لابد اینها علائم پیشرفت است، اما با همۀ پیشرفت‌ها از همیشۀ تاریخ تنهاتر شده‌است. آن زن بیمار سالخورده که در "دیکین" سوار کردیم، سمبل تنهایی بشر بود. دخترانش در شهرها شوهر کرده بودند یا با شوهران‌شان به شهرها رفته بودند و پسرانش همچنین. او در ده، تنها و بی‌کس مانده بود و با بیماری و بی‌حالی خود می‌ساخت. آن مادر، تنها میراث‌دار نیاکان بود. کسی دیگر برای پاسداری از میراث نیاکان نمانده بود. فرزندانش که رفته بودند، تنها نمانده بودند؟ آنها هم تنها بودند و تنها ارتباط‌شان با مادر و ده و زندگی آباء و اجدادی یک خط تلفن بود. 
 
راه دیگر و ساز دیگر بزنیم و تا از الموت بیرون نیامده‌ایم، یادی از حسن صباح بکنیم که الموت تمام شهرتش را بدهکار اوست. نوشته‌اند که حسن، قلعه را از مهدی علوی زیدی خرید که بر گیلان و بخشی از مازندران مسلط بود. تمثیل را به اندازۀ یک چرم گاو، که بعد آن را به صورت رشته‌ای درآورد و دور قلعه کشید. شاید این تمثیلی باشد به گسترشی که او به ملک خود داد. آنگاه به استحکامات آن پرداخت و آنها را تعمیر کرد و مخازن و منابع آب را اصلاح کرد و شبکۀ آبیاری و کشت غلات را در درۀ الموت گسترش داد. درختان زیادی کاشت و بهشت تمثیلی خود را بنا کرد. کتابخانه‌های قابل توجهی بنا کرد. از تاریخ جهانگشای عطاملک جوینی که در فتح قلاع اسماعیلی همراه هلاکوخان بوده، می‌توان دریافت که قلعه‌ها کتابخانه‌های معتبری داشته‌اند. در این کتابخانه‌ها نه تنها کتب دینی که کتب علمی هم یافت می‌شد. به غیر از اینها، حسن در پی مکان‌هایی گشت که بتوان در آنها قلعه پدید آورد. خداوندان الموت شاید بیست سی قلعه در اطراف و اکناف الموت ساختند که هر یک از آنها برای خود جای آبادی بوده‌است. هرچند دیگر از آنها خبری نیست. تمام زمزمه‌ها خاموش شده‌است.
منبع : www.jadidonline.com

فيلم مستند 'الموت' ساخته مي‌شود

تهران- فيلم مستند پژوهشي 'الموت' به كارگرداني احسان معصوم با نگاهي قوم نگارانه ساخته مي شود.

به گزارش خبرنگار فرهنگي ايرنا، اين مستند بلند از منظر مردم شناسانه به منطقه الموت قزوين مي پردازد.

در اين مستند به قوم هاي مختلف ايراني از منظر تاريخي - پژوهشي در منطقه الموت قزوين پرداخته مي شود.
معصوم كارگردان مستند بلند الموت همچنين تصويربرداري مستند نيمه بلند 'از بلديه تا شهرداري' را دستمايه كار دارد.
در اين مستند 52 دقيقه اي تاريخچه 103 ساله شهرداري قزوين مرور مي شود.

در زمستان زود رس مردم الموت را فراموش نکنید

برخی از روستاییان الموت قزوین چندی پیش گفتند که پس از قطع برق در اثر

بارش‌های جوی با روابط عمومی و اداره حوادث برق منطقه‌ای تماس ‌گرفته‌اند اما

پاسخ درستی دریافت نکرده‌اند. این در حالی بوده که حداقل 25روستا در دوره دوم

بارش‌های پاییزی برف برقشان قطع شده و 80روستا امکان تردد برایشان میسر

نبوده است.

آشنایی با دریاچه ای زیبا و افسونگر

در روزهاي پاييز، فصلي كه بوي خاطرات كودكي و دوران درس و مدرسه را در هواي غريب خود دارد، شما را به تماشاي درياچه‌اي زيبا در دل كوه‌هاي سرسبز الموت مي‌بريم تا حال و هواي غريب اين ماه را به نسيمي كه زلال درياچه را به اين سو و آن سو مي‌كشاند، بسپاريد.


به نوشته جام جم آنلاین، اين درياچه بزرگ و زيبا كه اوان (به معني محل گرد آمدن آب) نام دارد، در نيمه شمالي الموت در دامنه كوه خشچال در فاصله 75 كيلومتري شهر قزوين و در ميان چهار روستاي اوان، وربن، زواردشت و زرآباد آرام گرفته است.

دامنه‌هاي سرسبز كوه‌هايي كه دورتادور درياچه را در بر گرفته‌اند و در فصل بهار به واسطه تولد گل‌هاي زيباي وحشي هزاررنگ مي‌شوند، زيبايي خيره‌كننده‌اي به درياچه بخشيده‌اند، تو گويي همچون فرشته‌اي مهربان، نگيني فيروزه‌اي‌رنگ را در آغوش پر و بال سبز و مخملين اما ستبر خود محافظت مي‌كنند تا از هر گزندي در امان باشد. البته پاييز هم چيزي از زيبايي درياچه نمي‌كاهد و جذابيت خاص خود را دارد.

آسمان پاييز درياچه، به رنگ پرندگان مهاجري همچون قو، غاز و مرغابي درمي‌آيد كه حيرتي دوچندان به درياچه مي‌بخشد. حتي اگر دو ماه باقيمانده از پاييز رويايي درياچه را از دست داديد نگران نباشيد، زمستان درياچه هم سحرانگيز و البته با توجه به سرماي هوا و يخ زدن سطح آن قابل اسكي‌سواري است.

بخشي از آب اين درياچه كه بيش از 70 هزار متر مربع مساحت، 325 متر طول و 275 متر عرض دارد، از آب چشمه‌هاي زيرزميني موجود در بستر درياچه و بخش ناچيزي از آن هم هنگام بارندگي تامين مي‌شود.

همين غليان دائمي چشمه‌هاي زير درياچه است كه باعث صافي و زلالي آب آن شده است. عميق‌ترين بخش درياچه كه در جنوب شرقي آن واقع شده به حدود شش متر مي‌رسد، اما هوس شنا كردن در آن به سرتان نزند و هميشه يادتان باشد بزرگ‌ترين فريب‌ها، اغلب اوقات پشت زيباترين نقاب‌ها پنهان شده‌ است، بنابراين مسووليت اطمينان كردن به زيبايي و زلالي درياچه و خود را به آغوش آن سپردن با خودتان. از ما گفتن، نگوييد نگفتيد!

تابستان كه گذشت اما براي تابستان سال آينده يادتان باشد مي‌توانيد در اين درياچه قايق‌سواري كنيد و ماهي هم بگيريد. درياچه اوان مامن انواع ماهي‌هاي قزل‌آلاي خالدار، كپور و اردك‌ماهي است.

از سرريز آب درياچه هم رود كوچك و زيبايي تشكيل و در دشت جاري شده كه با دلربايي هرچه تمام‌تر، نگاه رهگذران را به سوي خود مي‌كشاند و نجواكنان راهي مزارع كشاورزان روستاهاي كوشك و آيين مي‌شود.

گونه‌هاي درختي دست‌كاشت‌ نظير بيد، چنار تبريزي، سيب، آلبالو، گيلاس، سنجد، فندق و گردو و گياهان علفي مانند گون، كنگر، شيرين‌بيان و گونه‌هاي مختلف ديگر هم كه درياچه را در ميان گرفته‌ و زيرچشمي آن را مي‌پايند، در كنار افسونگري درياچه، تداعيگر تكه‌اي از بهشتي‌ زميني‌اند. مي‌گويند اين درياچه بازمانده درياچه بزرگ «كاسپين» است، دليلي هم كه براي آن مي‌آورند تغييريافتگي نام كاسپين به قزوين است، صحت و سقمش هم با خودشان، ما در اين ميان فقط يك پيشنهاد‌دهنده هستيم.

http://www.tabnak.ir/fa/news/

درصدد هستیم منطقه الموت را به عنوان ذخیرگاه به جهانیان  بشناسانیم


مدیرکل حفاظت محیط زیست استان قزوین: درصدد هستیم منطقه الموت که یکی

از زیستگاه‌های منحصر به فرد در جهان است را به عنوان ذخیرگاه به جهانیان

بشناسانیم و این امر به ضرر ساکنان منطقه نیست بلکه برکاتی را به دنبال دارد.