پس از بکار بردن نگارش مرتضا بجای مرتضی توسط اینجانب در مطالب اخیر، برای عده ای از دوستان این سوال پیش آمد که چرا مرتضا بجای مرتضی؟

باید بحضورتان عرض کنم هدف بنده هم از این سنت شکنی، مطرح شدن همین سئوال در ذهن مردم بود. من بسیار متاسفم از انتخاب نامی از زبان بیگانه توسط پدر و مادرم. اما چون ایشان برای من بسیار محترمند و کاری از دست من برای تغییر نامم ساخته نیست. ناگریز بر آن شدم حداقل این نام را طبق قوانین و اصول پارسی بنویسم تا هم تلنگر و یادآوری ای باشد به پارسی زبانان برای آگاهی از فاجعه تهاجم زبان بیگانه و هم اعتراضی باشد به حمله وحشیانه اعراب به تمدن و فرهنگ بزرگ پارسی.
در پایان قسمتی از نظریه های اساتید ادبیات در این رابطه را برایتان قرار میدهم :
سرور آذرخش (نویسنده):
در مورد نوشتن آن
کلمات با " الف" من دلایلی دارم که پیش از این آنها را با تنی چند از اعضای
کمیسیون همگونسازی املای واژه های فارسی زبان دری در میان گذاشته ام و آنان
مطرح ساختن آنهارا در موقع مقتضی مورد تایید قرار داده اند که فکر می کنم طرح
مختصر آن دلایل در اینجا بیهوده نباشد.
من چنان می اندیشم که قلمرو زبان
همانند قلمرو جغرافیایی یک کشور است. همان گونه که اتباع یک کشور خارجی در
داخل کشور دومی ناگزیر از اطاعت قواعد و مقرری های این کشور می باشند، واژه
هایی که از زبان دیگر وارد زبان دومی می شوند نیز ناگزیر به پیروی و تبعیت از
اصول و قواعد زبان دومی می باشد...
نظر من در مورد کلمات مختوم
به ( الف مقصوره ) آنست که چون ما در زبان خود حرف و آوای ( الف ) را داریم
که عیناً کار(الف مقصوره) را می کند. پس ما چرا نباید
از این حرف استفاده کنیم ؟ حسن
این کار در آنست که حد اقل اشخاص کم سواد آن را به صورت (ی) تلفظ نمی کنند و
خود نیز برای آنکه مجبور نشویم برای نوشتن کلمات (تقوی) و (مصطفی) و.. استثنا
قایل شویم و در صورت منسوب و مضاف، دوباره به (الف) احتیاج پیدا کنیم، بهتر
است که کار را از همان آغاز یکسره کنیم و به جای(الف مقصوره)، حرف (الف) را
بنویسیم. البته این کلمات که از زبان دیگری وارد زبان ما شده اند، نیز بر
اساس دلایلی که پیش از این ذکر آن رفت ناگزیراند تا اصول و قواعد زبان مارا
گردن نهند.***
مهدی متصدی زرندی (استاد دانشگاه)
یکی دیگر از
ویژگی های غیر قابل توجیه خطّ فارسی وجود الف مقصوره و ممدوده و رعایت آن
در نگارش بعضی از کلمات است که اوّلا نامگذاری الف مقصوره و ممدوده اگر هم
در زبان عربی دارای مفهوم باشد ، هیچ اعتباری در زبان فارسی ندارد و اصلا
در این زبان قابل تمیز نمی باشد و ثانیا در آموزش نشانه های خطّی به علامت (
ی ) اشاره ای نشده که آن را الف مقصوره بنامند و بیاموزند. همچنین در شکل
نوشتاری کلمات هم هیچ گونه زشتی و زیبایی خاصّی نمی آفریند، مثلا جه
اتّفاقی افتاده است که تا همین جند سال پیش تقوی ،هوی و اسمعیل را این گونه
می نوشتند و امروز به شکل تقوا ، هوا و اسماعیل می نویسند.
حال چه می
شود اگر با قیمانده ی این کلمات را هم به صورتی که ملفوظ با مکتوب برابری
کند ، بنگارند تا لااقل بار کوچکی از دوش دانش آموز مظلوم برداشته شود .
راستی کلمه
های موسا ، عیسا و مصلا چه نازیبایی دارد که حتما باید به شکل موسی ، عیسی و
مصلی نوشته شود و مگر نمی گوییم هرگاه همین کلمات صفت یا مضاف الیهی
بگیرند،الف مقصوره به ممدوده بدل می شود و باید بنویسیم : موسای کاظم ،
عیسای مریم و مصلای جمعه.