....دود جای سبزه زار
بالاخره مجوز نشر سروده اخیرم را از وبلاگ خانه پدر گرفتم . ![]()
خارج از شوخی همیشه مشتاقم از نظرات ارزشمند استاد ارجمند خانم قایینی استفاده کنم .
چون ایشان رک و صریح بیان میکنند و در قالب تعارف و تملق انسان را به بیراهه رفتن تشویق
نمی کنند . در رابطه با این شعر هم فرمودند : مثبت تر نگاه کنم و اشعار شاعر بزرگ فریدون
مشیری را برای مطالعه به من پیشنهاد کردند . انشاالله خداوند به من سعه صدر دهد تا زود
دلگیر نشوم و با افکار منفی دیگران را نیز دلگیر نکنم . امیدوارم با عمل به رهنمودهای مثبت
دوستان سپاسگذار لطف و دقت نظرشان باشم .![]()

دود جای سبزه زار
اي بشر اي مظهر جور و جفا
خنجرت بر سينه اهل وفا
بدعتت با مرسلين حق چه شد ؟
شهرتت در خيبر و خندق چه شد ؟
اي بشر اي تشنه فخر و رفاه
سينه ات از حرص دنيا غرق آه
زحمتت بهر حلالين لقمه نانت چه شد ؟
گرمي آغوش بازت نزد مهمانت چه شد ؟
اي بشر اي آرزويت سبزه زار
بي خرد در دود و آهن رهگذار
ارث سبز و پاك اجدادت چه شد ؟
عطر و بوي خاك نمناكت چه شد ؟
اي بشر اي خائن سنت شكن
خنده صنعتگرايت بر غم هيزم شكن
آتش گرم و صداي سوزش چوبت چه شد ؟
چاي و كرسي محفل آن يار محبوبت چه شد ؟
اي بشر اي مرغك هفتاد رنگ
در قفس بازيگر شهر فرنگ
نام نيك بر كرده و گفتت چه شد
فكر نيكو كردن ذهنت چه شد
آرزوي راحت و جاهت كنون
قيمتش تنهايي سرد و جنون
آنچه اجدادت به نيكو داشتند
سبزه زاري كه به نيرو كاشتند
كردي آن را ثروت ميز قمار
صنعت آلوده ات پاداش بذل سبزه زار
سکوت
در پایان قابل به ذکر است مایکل جکسون هم آهنگی با همین مضمون دارد با نام (the earth song 1995) از البوم HIStory در مورد طبيعت زمين و خشم و اعتراض وي در مورد تخريب طبيعت به دست آدمی که خواندن ترجمه اش خالی از لطف نیست .