گنجینه های ایران کهن ( خداوند الموت )

چنین می گویند که مصالح ساخت قلعه الموت به چهارپایان بسته می شده و تا محل ساخت قلعه حمل می شده است .
• دژی که دست اعراب به آن نرسید • 
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر ؛ مشهورترین جاذبه گردشگری استان قزوین یعنی قلعه الموت ، در شمال شرقی روستای گازرخان و بر فراز کوهی از سنگ به ارتفاع ۲۱۰۰ متر از سطح دریا قرار دارد.

• صخرههای پیرامون قلعه که رنگ سرخ و خاکستری دارند، در جهت شمال شرقی به جنوب غربی کشیده شدهاند. پیرامون دژ از هر چهار سو پرتگاه است و تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی است که کوه هودکان با فاصلهای نسبتاً زیاد بر آن مشرف است.
|
![]() |
• پله های سنگی که در دوران بنای قلعه بنا شده ، راه را برای دسترسی اهالی دژ و نیز انتقال تجهیزات جنگی آسان می کرده و هنوز نیز بقایای بسیاری از این پله ها وجود دارد و علاقه مندان بازدید از قلعه الموت برای رسیدن به آن ، از این پله ها عبور می کنند .
• قلعه الموت به شکل ماهرانه ای در بالای صخره های صعب العبور ساخته شده و آدمی را به این فکر وامی دارد ، چگونه مصالح ساخت قلعه از این مناطق صعب العبور حمل و عبور داده شده است .

• چنین می گویند که مصالح ساخت قلعه الموت به چهارپایان بسته می شده و تا محل ساخت قلعه حمل می شده است .
• قلعه الموت و هالیود •

اخیرا هالیود نیز در فیلم شاهزاده پارسی نام الموت و دژ مستحکم و تسخیر ناپذیر آن را مطرح کرده است که البته فیلمی با سندیت تاریخی نیست و محور فیلمنامه بر روی تخیل فیلمنامه نویس بنا شده است .
البته در این فیلم پارس بزرگ کشوری قدرتمند با مردمانی جسور معرفی می شوند و به هر حال همینکه هالیود چونان برخی فیلمهای گذشته خود ناجوانمردانه به تاریخ ایران نتاخته است ، جای بسی خرسندی است .
• الموت را چه کسی بنا کرد ؟
حمدالله مستوفی دربارهٔ این قلعه گفته است که این بنا به دست «داعی الحق حسن بن زید الباقر» بنا شده است.
سال بنای قلعهالموت در کتاب نزههالقلوب حمدالله مستوفی، 246 ه ـ .ق ذکر شده که همزمان با خلافت متوکل عباسی است .

حسن صباح در سال ۴۸۶ هجری قمری این قلعه را تصرف کرد که اکنون به نام قلعهٔ حسن صباح نیز نامیده میشود.
• خدایگان الموت

حسن بن علی بن محمد بن جعفربن الحسین بن محمد الصباح حِمَیری مشهوربه حسن صباح که در تاریخ معروف به سیدنا نیز هست ، او شیعه معتقد به فرقه اسماعیلیه و اهل ری بود .
• سه یار دبستانی خیام ، حسن صباح و خواجه نظام الملک
پدرش او را به مدرسهٔ امام موفق نیشابور برد تانزد او
( و در کنار دو یار دبستانی خود ) تحصیل کند.
او پس از تحصیل در آن جا به مصر رفت و آنجا با خلیفه فاطمی،المستنصر بالله ملاقات کرد.
سپس به ایران بازگشت و از آنجایی که کلامی آتشین و پر نفوذ داشت روز بروز بر طرفدارانش افزوده شد. بعد از یک دوره طولانی و تسلط بر منطقه الموت و قلعههای زیادی در سراسر ایران تصرف کرد که از مهم ترین آنها میتوان به قلعهٔ لمبسر(یا لمسر)اشاره کرد.
• فدائیان الموت •
شیوهٔ حسن صباح در از بین بردن مخالفان کشتن مستقیم افراد به همراه جانفشانی قاتل بود. فداییان باطنی، بسیاری از سران سلجوقی را کشتند و این کار در زمان جانشینان وی از جمله کیابزرگ امید ادامه دادند. نهضت آنان نزدیک به ۹۵ سال ادامه داشت تا اینکه هلاکوخان شعلهٔ این جنبش را که از درون به فساد کشیده شده بود خاموش کرد و آخرین رهبر آنان را که رکن الدین خورشاه نام داشت به قتل رسانید.
• حشاشین ؛ هدف وسیله را توجیه می کند •

مکتب صباح که به الموتیان نیز شناخته میشد، به نام حشیشیها (حشاشین) معروف بود که ریشهٔ کلمهٔ Assassin در زبان انگلیسی نیز از همین مکتب است. آنها اولین افرادی بودند که هدف را برتر از وسیله میدانستند و به خود اجازه میدادند با تظاهر و تزویر، به سازمان دشمن نفوذ کنند .
آنها فقط مخالفان خود را که برای گسترش فرقه اسماعیلیه خطر ناک میدیدند میکشتند، هر چند مسائل ناشی از اشغال ایران و فساد روزافزون خلفای عباسی در رشد و گسترش این جنبش بی تاثیر نبود.
مرامنامه حشاشین
در مجموع ۵۰ نفر از سران و پادشاهان و دشمنان خود را کشتند. آنها هیچ گاه از زهر و تیر استفاده نمیکردند و هیچ گاه از پشت به کسی خنجر نمیزدند اگر چه گاهی اوقات گرفتار مامورین میشدند یا کار آنها با زهر و تیر راحت تر میشد.
این فرقه در ده سطح طراحی شده بود و به افراد در سطوح پایینتر گفته میشد که قرآن علاوه بر معنای ظاهری معانی عمیق تر و نهفتهای نیز دارد. پیروان حسن صباح حشاشین خوانده میشدند، زیرا در آن زمان حشیش به معنی دارو و حشاش به معنی دارو فروش و حشاشین جمع عربی حشاش است .
برخی از منابع تاریخی می گویند ؛حسن صباح از قلعه الموت دارو نیز به تمامی شهرهای ایران ارسال میکرده است ، به راستی واقعیت الموتیان چه بوده است ، تنها خدا می داند و ما انسانها تنها می توانیم بر اساس یافته ها حدس بزنیم . . .
• نابودی دژ •

این قلعه در شوال ۶۵۴ هجری قمری و سالها پس از مرگ حسن صباح ، بهدستور هلاکو به آتش کشیده و ویران شد و از آن پس بهعنوان تبعیدگاه و زندان مورد استفاده قرار گرفت.
همچنین از سال ۹۳۰ هجری قمری و ابتدای حکومت شاه طهماسب صفوی تا سال ۱۰۰۶ هجری قمری قلعه کالبدی سالم داشته است.
متاسفانه حفاریهایی که در دورهٔ قاجار برای یافتن گنج در قلعهٔ الموت انجام شده، سبب ویرانی آن شدهاست.
معماری قلعه
قلعه الموت را مردم محلی «قلعه حسن» مینامند. این قلعه از دو بخش غربی و شرقی تشکیل شده است. هر بخش، به دو بخش: قلعه پایین و قلعه بالا تقسیم شده است که در اصطلاح محلی، آنها را «جورقلا» و «پیازقلا» مینامند.
طول قلعه حدود یک صد و بیست متر و عرض آن در نقاط مختلف بین ده تا سی و پنج متر متغیر است. دیوار شرقی قلعه بالا یا قلعه بزرگ که از سنگ و ملاط گچ ساخته شده است، کمتر از سایر قسمتها آسیب دیده است. طول آن حدود ده متر و ارتفاع آن بین چهار تا پنج متر است. در طرف جنوب، در داخل صخره اتاقی کنده شده که محل نگهبانی بوده است. در جانب شرقی این اتاق، دیواری به ارتفاع دو متر وجود دارد که پی آن در سنگ کنده شده و پشت کار آن نیز از سنگ گچ بنا شده است و نمای آن از آخر میباشد. در جانب شمال غربی قلعه بالا نیز دو اتاق در داخل سنگ کوه کندهاند. 
