جلال بیک کلانی پدربزرگ مادربزرگ اینجانب بوده است . او مرد بسیار بزرگ و دانایی

بوده که عمر خود را در راه دفاع از حقوق و آزادی مردم زحمتکش الموت صرف نموده

است و در این راه به شهادت رسید. شیر مردی که مقابل حاکمان آن زمان و دست

نشانده هایشان در منطقه الموت ایستاد تا جلوی ظلم ارباب های بی رحم به رعایا

 را بگیرد.

جلال بیک از خانواده بزرگ و انقلابی بود که خون قیام در برابر استبداد در رگهایشان

می جوشید . همچون پسر عمویش دکتر حشمت یار میرزاکوچک خان و برادرزاده اش

ولی خان خواجوی کلانی الموتی . پسرش زین العابدین نیز بخشدار و از بزرگان

الموت بود . و اینک یادگارش خانم فاطمه جلالی کلانی نوه جلال بیک و مادربزرگ بنده

مهمان با ارزش ماست و گاهی از داستانهای جلال بیک و زین العابدین و ولی خان

 برای ما تعریف می کند . جلال بیک پس از سالها جهاد و قیام در برابر ظلم توسط

حاکمان آن زمان روانه زندان شد و بنا به گفته راویان در زندان او را مسموم کردند

و در شاه عبدالعظیم شهر ری او را به خاک سپردند .

وصیت نامه وی به دست سید ضیاء الدین الموتی افتاد و پس از انقلاب اسلامی به

دلیل اینکه مهر حزب توده روی وصیت نامه حک شده بود معدوم گشت . 

 

روحش شاد          یادش گرامی         راهش سبز