تكراريست قصه تلخ سكوت الموت

دوباره  به الموت رفتم به زادگاهم بالاروچ با همان ذوق و شوق كودكانه. با همان شور و عشق وصف نا پذير .

الموت بود مثل گذشته مثل لحظه هاي شاد كودكي. با همان شكوه و جبروت.

اما ما نبوديم. الموت تنها بود و بي وفايي فرزندان خام و در اشتباهش. خانه ها چندين برابر شده بودند و ساكنين ناپيدا.

                       

ديگر يك خانه پدري كاه گلي نبود كه صداي هم همه فرزندان و خانواده هايشان زنده بودن خود و سرزمينشان را فرياد زند. هر فرزندي خانه اي جداگانه براي خويش بنا كرده براي رفاه براي آرامش خودخواهانه، غافل از اينكه بندهاي خود بافته شهرنشينيشان هيچگاه رهايشان نخواهد كرد تا از 4ديواري اختياريشان استفاده كنند. روزها در زادگاهم قدم زدم بدنبال همدلي هم صحبتي،همولايتي اما دريغ از يك آشنا ، فقط صداي ساخت و ساز كوركورانه ساختمانها شنيده ميشد. حتي كودكان، ديگر مشغول بازي نبودند. نميدانم نام اين بيماري چيست اما هرچه هست سرطانيست كه از بي موالاتي طولاني مدت ما رشد نموده . چشم اندازهاي دور دست و وسيع ، پرچينهاي متواضع و دل گشاده، حال همه اش كوچه هاي تنگ و باريك شده بودند با ديوارهاي سنگي و توري هاي زندان هاي مخوف. گويي صدها سال كه اين ديوارها و توريها نبود همه به هم تجاوز ميكردند. نميدانم فراموش كرده اند پدرانشان شادتر و سرزنده تر از اينان بودند؟فراموش كرده اند درختان و باغهاي بي حصارشان پربارتر و پربركت تر از درختان دربند اينان بودند؟

به بار ننشستن درختان ميوه در اين سالها انديشه شما را تحريك نميكند؟ حال باز هم درختها و باغهاي بي حاصلتان را محصور كنيد با چنگ و دندان.

ديگر هيچ تنوري در روستاي ما گرم نميشود. ديگر حتي يك كاسه وشيرو ماست در كل روستا يافت نمي شود. قيمت يك كيلو شير گاو در آن روستاي پر آب و علف دوبرابر قيمت شير در شهر كويري مشهد است.

الموت و صفاي وصف ناپذيرش كه امروز اين كجراهان در پي مالكيتش هستند از خانه و باغ نبود كه با حرص به آن چنگ ميزنند. الموت و شبهاي الموت، الموت و صفاي الموت حاصل دامداري و كشاورزي و حضور گرم و صميمي و پرتلاش پدران و مادران ما بود. حاصل هم نشيني خاهروبرادرها در يك اتاق كوچك كاه گلي.حاصل همان احترام و مهمان نوازي بظاهر ساده لوحانه. حاصل ايستادگي در سرزمينمان. به شما قول ميدهم اگر ميلياردها تومان با تمام ذكاوتتان در شهرها بدست بياوريد نمي توانيد يك لحظه شادي و آرامش پدران تهيدستتان را خريداري كنيد.

پس اي زرنگهاي بازنده در كنار همه مدارج و داراييهايتان آگاه باشيد جلوي ضرر را هر زمان بگيريد منفعت است.